Untitled Document

روایت

می آید بدین روایت كه بسا روزه دار كه نیست حظ وی از روزه داشتن جز گرسنگی و تشنگی چیزی دیگر نیست و از قیام شب جز بیداری در اوسط طبرانی می آرد بروایت انس بن مالک رضی الله عنه از رسول صلی الله علیه وسلم كه فرمود هر كس ترک نه كند خـَنـَا و كذب را حاجت نیست مر خداوند را باین كه او طعام و شراب خود را بگذارد در نهایه میگوید خـَنـَا فحش ست در قول و  ابوهریره رضی الله عنه روایت میكند از رسول صلی الله علیه وسلم كه فرمود روزه داشتن آن نیست كه كسی از اكل و شرب باز ایستد یعنی ترک خوردن و آشامیدن كند این ست و جز این نیست كه روزه داشتن آنست كه ترک لغو و فحش كند پس اگر دشنام دهد ترا كسی بگوی بدرستی كه من روزه میدارم یعنی تو نیز دشنام مده و بجواب مشغول مشو كه آن از سفاهت و خساست طبع میباشد كه دشنام دهند تا در جواب آن دشنام شنوند قطعه دشنام دهد ترا خسیسی# چاره چه بود بجز شنیدن# گر سگ بگزد ترا چه گوئی# تو باز توانیش گزیدن# بلكه باید مكافات وی به نیكوئی كنی كه گفته اند شعر بدی را بدی سهل باشد جزا# اگر مردی احسن الی من اسا# مقصود از روزه و سایر طاعات و عبادات رضای حق ست چون رضای او طلبی شایسته رحمت و رضای او شوی حكایت نقل ست كه معروف كرخی رحمة الله علیه روزه دار بود كه در بازار بغداد میگذشت و روز بنماز دیگر رسیده بود سقائی آواز داد كه رحم الله من شرب من مائی رحمت كند خداوند بر بنده كه ازین آب من بیاشامد معروف آب از دست وی بستاند و بیاشامید اصحاب گفتند شیخنا تو روزه دار بودی گفت آری ولیكن بدعای این سقا تبرک كردم چون معروف وفات یافت او را بخواب دیدند گفتند حق تعالـٰی با تو چه كرد گفت ما را در كار دعای آن سقا كرد الهٰی باخلاص دوستان خود ما را بایشان بخش