Untitled Document

امیرالمومنین عثمان بن عفان رضی الله تعالی عنه - ۳

و ازانجمله آنست كه در بعضی از مواسم حج چون قافله بمدینه رسیدند همانا شخصی بطریق تهاون و خوار داشت بمشهد امیرالمومنین عثمان رضی الله عنه نرفت كه دور است از راه همه قافله بسلامت رفتند و بسلامت باز گشتند و سبعی بمیان قافله در آمد و وی را پاره پاره ساخت همه اهل قافله دانستند كه آن بواسطه بی حرمتی با عثمان بود رضی الله عنه

و از جمله كرامات خلفای ثلاثه است آنكه روزی در پیش ابوذر عثمان را رضی الله عنهما ذكر كردند گفت من در حق وی نمیگویم ابدا مگر خیر زیرا كه روزی رسول صلی الله علیه وسلم از خانه بیرون آمد و روان شد من نیز در عقب وی روان شدم تا به موضعی رسید و بنشست من پیش وی رفتم و سلام كردم و بنشستم فرمود كه ترا چه چیز آورد ای اباذر گفتم كه خدای تعالی و رسول وی بدین داناتراند ناگاه امیرالمومنین ابوبكر رضی الله عنه آمد و بر دست راست رسول صلی الله علیه وسلم بنشست رسول صلی الله علیه وسلم پرسید كه ترا چه آورد ای ابوبكر گفت خدای تعالی و رسول وی داناتر اند بعد ازان عمر رضی الله عنه آمد و بر دست راست ابوبكر رضی الله عنه بنشست و با وی همان سوال و جواب واقع شد بعد ازان عثمان رضی الله عنه آمد و بر دست راست عمر رضی الله عنه بنشست رسول صلی الله علیه وسلم هفت یا نه سنگ ریزه برداشت و در كف مبارک گرفت آغاز تسبیح گفتن كردند چنانكه آواز آنرا می شنیدم چون آواز زنبور عسل بعد ازان سنگریزها را بر زمین نهاد خاموش شدند بعد ازان برداشت و در دست ابوبكر رضی الله عنه نهاد و به تسبیح در آمدند چون بر زمین نهاد خاموش شدند باز رسول صلی الله علیه وسلم آنرا برداشت و در دست عمر نهاد و به تسبیح در آمدند چون بر زمین نهاد خاموش شدند باز آنرا برداشت و بر دست عثمان نهاد باز به تسبیح در آمدند چون بر زمین نهاد خاموش شدند.

و ازانجمله آنست كه مردی از انصار در روز قتل مسیلمه كذاب كشته شده بود ویرا دیدند در میان كشتگان میگوید محمد رسول الله ابوبكر الصدیق عمر شهید عثمان اللّین الرّحیم