انسان، از دیدگاه انگلیسها
از دیدگاه انگلیسها، انسانها به سه گروپ تقسیم میشوند: اولینش انگلیسها بوده واینها میگویند كه مكملترین مخلوقیكه خدا به صورت انسان خلق كرده است خودشان می باشد. دومینش، اروپائیها وامریكائی های سفید پوست هستند. قابل احترام بودن اینها را نیز قبول می كنند. قسم سوم، انسانهای خارج از این دو گروپ اند. اینها مخلوقاتی هستند كه در میان انسان وحیوان قراردارند. اینها لایق حرمت نبوده، مستحق به وطن، آزادی واستقلال نیستند. اینها به خاطر اداره شدن از طرف انگلیس ها، آفریده شده اند.
انگلیسها در كشور های تحت استعمار خویش، با باشندگان (ساكنان) محلی آن كشورها كه به آنها از دیدگاه فوق الذكر نگاه میكنند، یكجا زندگی نمیكنند. در هر طرف كشور مستعمره، جاهایی از قبیل كلوپها، رقص خانه ها، رستورانت ها، حمام ها وحتی مغازه ها كه مخصوص برای انگلیسها می باشد، وجود دارد. انسانهای كشور تحت استعمار، حق داخل شدن به این محلات را ندارند.
نویسنده مشهور فرانسوی مارسیلا پیرنو كه با سفرهائیكه در آغاز قرن بیستم به هندوستان انجام داده بود شهرت یافته است، در سفرنامه خود بنام (یادداشتهای سفر هندوستان) چنین مینگارد: (به یک عالم هندوستانی كه در اروپا شهرت یافته وحتی عنوان پروفسوری را از بعضی دانشگاه ها كسب نموده بود، به خاطر ملاقات در یک كلوپ انگلیسی واقع در هندوستان وعده داده بودم. موصوف به محل موعود آمده، اما انگلیسهای موظف، شهرت او را نیز در نظر نگرفته، وی را به داخل شدن اجازه نداده اند. وقتیكه ازین واقعه خبردار شدم، بعد از اصرار زیاد موفق گردیدم با هندوستانی موصوف ملاقات ودیدار نمایم).