Untitled Document

آفت سیزدهم - سخن چیدن و نمامی بود

حق تعالی همی گوید: «هماز مشاء بنمیم [وای بر كسی كه عیب جوئی كند و بسخن چینی براه افتد]» و میگوید: «ویل لكل همزة لمزة [وای بر هر عیبجوی طعن زننده]» و میگوید: «حمالة الحطب [هیزم كش (برای افروختن آتش)]» و بدین همه نمامی میگوید. و رسول -علیه السلام- همی گوید كه: «نمام در بهشت نشود» و گفت: «خبر دهم شما را كه بترین شما كیست»، گفت: «كسانی كه میان شما نمامی كنند و تخلیط كنند و مردمرا بر هم زنند»، و گفت: «چون حق تعالی بهشت را بیافرید گفت سخن گو، گفت: نیک بخت است كسیكه بمن رسد، حق تعالی گفت: بعزت و جلال من كه هشت كس را بتو راه نبود خمر خواره و زنا كننده كه بران بایستد- و نمام و دیوث و عوان و مخنث و قاطع رحم و آنكه گوید با خدای تعالی عهد كردم كه نكنم و نكند». و در خبرست كه: در بنی اسرائیل قحطی افتاد، موسی -علیه السلام- باستسقا شد، باران نیامد، وحی آمد بموسی -علیه السلام- كه: «من دعاء شما كی اجابت كنم كه اندر میان شما نمامی است؟ گفت: آن كیست؟، بار خدایا مرا معلوم كن تا او را بیرون كنم، گفت: نمام را دشمن دارم، خود نمامی كنم؟! پس موسی -علیه السلام- فرمود تا همه از نمامی توبه كردند و باران آمد». یكی حكیمی را طلب كرد و هفتصد فرسنگ برفت تا از وی پرسید كه آن چیست كه از سنگ سخت تر است، و آن چیست كه از آسمان فراخ ترست، و آن چیست كه از زمین گران ترست و آن چیست كه از زمهریر سردترست، و آن چیست كه از آتش گرمتر است، و آن چیست، كه از دریا توانگرترست، و آن چیست كه از یتیم خوارترست! گفت: بهتان بر بیگناه از زمین گرانترست، و حق از آسمان فراخ ترست، و دل درویش قانع از دریا توانگرترست، و حسد از آتش گرم ترست، و حاجت بر خویشاوندان كه وفا نكنند از زمهریر سردترست، و دل كافر از سنگ سخت ترست و نمام كه سخن وی ننیوشند از یتیم خوارترست.