مكتوب سی و یكم - ۱
بیكی از اهل زمانه در جواب كتابت او كه تعرض بحال درویشان نموده بود
نوشته بودند كه هرگز در عمر خود باین خواری زندگانی نكرده است كه اكنون میكند مخدوما بنده عاجز كه به بنده مثل خود تملق نماید و التجا و الحاح پیش گیرد جای آن دارد كه ذل و خواری بكشد چرا بدرگاه غنی مطلق رو نه آرد و تضرع و التجا نه كند كه سزاوار این معنی اوست گشایش مشكلات ازو می آید و بس وسعت رزق و تنگی آن همه ازوست نه از غیر او (وَاِنْ یَمْسَسْكَ اللهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ اِلاَّ هُوَ وَاِنْ یُرِدْكَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِه یُصیبُ بِه مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِه...**الایه.یونس:۱۰۷) نوشته بودند كه فقر و درویشی همین تنها ذكر نیست الخ مخدوما این را بكسی نویسد كه دعوی فقر و درویشی داشته باشد این فقیر خود را بمراحل از معنی فقر و درویشی دور میداند از هر چه گویند ازان هم زبون تر است و هر عیب كه اثبات نمایند ازان هم معیوب تر نوشته بودند كه غرض از مسلمانی تعطف و تلطف است الخ هر مسلمانی باندازه طاقت خود در این امور كوشش می نماید لیكن در آنچه مقدور اینكس نیست معذور است و این دور از كار خود را از كمال مسلمانی و حقیقت آن بسی دور می داند هر چه می نویسند بر محل است. نوشته بودند كه صحبت باهل الله ارباب نفس را برای حصول مطالب دنیاست یا نتیجه آخرت ست بالفعل نقد وقت ادراک فوائد دنیاست و معامله آخرت بدست آفریدگار است بقدر اعمال و افعال مخدوما كسی كه باهل الله محض از برای دنیا صحبت دارد و آخرت ملحوظ نبود از بركات شان محروم مطلق است و خسران دنیا و آخرت نصیب وقت اوست در رنگ آنست كسی دنیا را بعمل آخرت طلب نماید خائب و خاسر است چنانچه بقرآن مجید و احادیث نبوی علی مصدرها الصلوات والتسلیمات ثابت شده است این سخن در رنگ آن سخن است كه از ابوالفضل یا فیضی نقل می كنند كه می گفته كه دنیا نقد است و آخرت نسیه هیچ كس نقد را بنسیه نفروخته است