مكتوب یازدهم (۱۱) - ۵
شعر: و آنكه دانستی كه ظل كیستی * فارغی گر مُردی و گر زیستی**
چون بدانستی تو خود را از نخست * سوی آنحضرت نسب گردی درست**
و هر كه را این دولت مطلوبه حاصل نیست باید كه از طلب آن فارغ نباشد و از هر جا بوی ازین مطلب بمشام جان او برسد در پی آن شود و بتعمیر چیزی كه تخریب آن خواسته اند نه پردازد و گریه نایافت و ماتم فراق خود همواره داشته باشد و ترسان و لرزان بود مبادا مطلوب را در آغوش ناكشیده ندای الرحیل بگوش رسد و آنچه درین نشاه از وی خواسته اند حاصل نانموده ازین سرای فانی رخت بر بندد فردا بكدام رو در حضرت صمدیتش درآید و بكدام حیله عذر بكشاید دوباره در دنیا آمدنی نیست. بیت: ترسم كه یار با ما نا آشنا بماند ** تا دامن قیامت این غم بما بماند ** باید دانست كه بهترین طریق از برای سلوك و تسلیك راه حق جل وعلا طریقه علیه نقشبندیه است قدس الله تعالی اسرار اهالیها چه اكابر این طریقه عمل بسنت اختیار كرده اند و اجتناب از بدعت گزیده و طریقی خواسته اند كه اقرب طرق بود و البته موصل باشد و نهایت در بدایت آن مندرج بود و بعد از وصول بدرجه كمال آگاهی شان فوق آگاهی دیگران گشته. بیت: نقشبندیه عجب قافله سالارانند ** كه برند از ره پنهان بحرم قافله را ** پس طالب حق جل سلطانه را اختیار این طریق عالی انسب و اولی باشد كه راه نزدیكتر است و البته موصل است الله تعالی ما فقرا را از بركات این اكابر بهره ور كناد و از سرچشمیه فیض شان سیراب گرداناد والسلام علیكم وعلی سائر من اتبع الهدی والتزم متابعة المصطفی علیه وعلی آله الصلوات والتسلیمات والبركات العلی.