مكتوب صد پنجاه و سوم (۱۵۳)
بشیخ ابوالمكارم و در ترغیب بر طلب و فوائد صحبت.
بسم الله الرحمن الرحیم بعد الحمد والصَّلوة وارسال التَّحیَات میرساند صحیفه گرامی كه نامزد این مسكین نموده بودند رسید اظهار تاسف و تالم بر فقدان دولتِ صحبت شیخ خود قدّس سرّه نموده بودند واضح گردید (اِنَّا لِلّهِ واِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُونَ* البقرة:۱۵۶) آنچه تقدیرست ناگزیرست (لِكُلِّ اَجَلٍ كِتابٌ* الرعد: ۳۸) هنوز هیچ نرفته است.
مصرع: گر دری بسته شد ایدل دیگری بگشایند
لوازم طلبگاری بجا باید آورد و از هر جا بوی از مطلب بمشام جان برسد از پی آن باید شد ایَّام فرصت بسی مغتنم ست دوباره در دنیا آمدنی نیست دریوزه این معنی از این دور از كار تمنای بیش نیست مع ذالك هر آنچه نقد وقت ست هر چند هیچ نیست از دوستان دریغ نیست لیكن مدار طریقه ما بر صحبت ست قرب و بعد چگونه یكسان بود كه اویس قرنی بمرتبه هیچ صحابی نرسد در طرق دیگر هم هر چند قرب و بعد یكسان نیست امَّا درین طریقه علیه مدار بر صحبت ست در طرق دیگر باین مشابه نیست آری مرید رشید باندازه محبّت و ربط معنوی كه بشیخ مقتدا دارد اخذ فیوض و بركات از باطن شیخ در غیبتِ او نیز مینماید و برابطه درونی جذبِ معانی خفیّه او میكند لیكن حصول معرفت و وصول بدرجات ولایات غالباً منوط بصحبت ست لا تَعْدِلُ بِالصُّحْبَةِ شیئاً كَائناً مَا كانَ فقیر نیز از توجه ظهر الغیب خود را دریغ نمیدارد ان شاء الله تعالی حق سبحانه از باطن بزرگان فیض مند گرداند بمنَّه و كمال كرمه اوقات را بذكر و فكر معمور دارند و علاج علت معنوی را درین فرصت یسیر بذكر كثیر جویند و احبَّه دور افتاده را بدعای خیر یاد آرند والسّلام اولاً وآخراً.