Untitled Document

در بیان آنكه حق تعالـی متكلم ست بكلام ازلی و آفریدگاری صفت اوست و همه چیز بخواست وی است - ۴

و بعد از وفات وی او را بخواب دیدند گفتند حق تعالـی با تو چه كرد گفت گناه بسیار داشتم خداوند تعالـی همه را بیامرزید و بر من رحمت كرد و گفت گناه تو در كار اعتقاد نیک تو كردم و قربان كردن مبتدع را از تو بهزار قربان قبول كردم و ترا شایسته بهشت و دیدار خود گردانیدم صاحب روضه خلد درین معنی خوش میگوید قطعه روز عیدست چو دستِ تو بقربان نرسد# تیغ بردار و بكش از سر دین بد كیشی# ظالمی را بكشی مژده قربان یابی# كه بُزی گر بكشی كم نبود از میشی# بس او را متكلم دانی لم یزل و گوئی كلام وی صفت ویست و ازلیست منكر نشوی كتابهای ویرا چنانكه كافران شدند مخلوق نگوئی چنانكه معتزلیان گفتند و حادث نگوئی چنانكه كرامیان داشتند و چون این معنی دانستی باید كه اعتقاد كنی كه آفریدگاری صفت خداوندست و عالم و هر چه در عالم ست همه آفریده ویست و هر چه آفرید چنان آفرید كه ازان نیكوتر نباشد حجة الاسلام غزالی (رحمة الله علیه) كتاب زاد الاخرة می آرد كه عقل همه عاقلان درهم زنند و اندیشه كنند تا وجهی آرند زیاده ازانكه آفریده است نتوانند و آنچه اندیشه كه بهتر ازین میباید خطا كنند و از سر مصلحت و حكمت آن غافل باشند بلكه مثل این چون مثل نابینا باشد كه در سرای رود و هر قماشی بر جای خود باشد و او نه بیند چون بران جا افتد گوید آن چرا درین راه نهاده اید و او خود بر راه نباشد لیكن او راه نمیبیند و حق تعالـی آفریده گار اعمال بندگانست قوله تعالـی والله خلقكم وما تعملون