Untitled Document

در ایمان آوردن به پیغامبران - ۲

و بر آب میرود و غایب میشود از چشمها  و  طی میشود زمین از برای وی و صحو بهترست از اصطلام و افاقه افضل ست از شكر و چون صحیح شود توكل ضرر نرساند او خار و كتب تصوف بعلم و عمل نیست بلكه آن صفت كه آراسته میگردد باو ذات صوفی و او میزان علم و عمل ست و او غیر تقوی و فقرست و فقیر را تصرف نیست بلكه در اسباب و احوال را نهایت نیست و مر حالی را نهایتی است و ایمان و معرفت و توحید احوال نیست و سماع عارفانرا جایزست و مریدانرا باطل و سماع نه حال ست و نه قربت و ترک او اولی الكثرة آفاته وعظم فتنة و بر اهل غلبات جاری میگردد كه فوت میشود بان احوال از ایشان واجبات اگر بهوش باز آیند اعاده كنند آنرا و اگر بران حال بمانند و بمیرند از ایشان ساقط شود و شیطان لعین نمیداند آنچه در دلهای بندگانست و او را جز وسوسه چیزی دیگر نیست و نفس غیر روح و روح غیر حیوة است از برای آنكه نایم را روح از جسد مفارقت می كند از بدن در حال خواب و واجب ست اعتقاد كردن در نفس خود بدی و عداوت را و در شیطان عصیان و مخالفت را تا از هر دو خلاص یابی و اعتقاد كنی در خداوند خود فضل و منت را و گمان نیک بری بحضرت وی و امید داری از وی فهو لا نجیب رجاءک ولا یقطع عملک والحمد لله اولا واخرا انتهی كلامه شیخنا شیخ شیوخ الاسلام شیخ زین الدین الخوافی رحمة الله فرموده اند در معانی فقر و احوال فقرا