حكایت -- فضیلت نماز بجماعت و وعید ترک جماعت كردن
نقل ست كه ابو عمرو بن العلاء البصری رحمة الله تعالـی علیه كه یكی از قراء سبعه است روزی در محراب بایستاد تا امامت كند روی بسوی قوم كرد و گفت سدّوا یعنی ای قوم راست بایستید این بگفت و نعره بزد و بیهوش شد چون بخود باز آمد پرسیدند كه ترا چه بود گفت دران زمان كه قوم را گفتم راست بایستید بسر من در دادند كه ابو عمرو تو اول راست ایستاده كه دیگران را براست ایستادن میفرمائی پس بنده را باید كه در راه خدا ظاهر و باطن خود را راست دارد و بر عبادت استقامت نماید چنانكه حبیب خود را امر كرد قوله تعالـی فاستقم كما امرت و آن حدیث كه رسول علیه السلام فرمود كه پیر كرد مرا سوره هود و اخوات آن یعنی از ائمه تفسیر و شروع گفته اند مبنی برین آیت ست چون وی بكمال نبوت و رسالت خود این میگوید از هیبت این خطاب ما با این كژ روی چون فرزین و خراب روزگاری و گرفتاری خود بدست نفس و هوا و شیطان و اعدای دین چگوئیم جای آن دارد كه كلب عقور از خباثت اخلاق بد ما ننگ دارد و بگریزد
رباعی آنم كه سگان بخود امامم نكنند# جز بی خرد سفینه نامم نكنند# گر خلق جهان بداند احوال دلم# بر من بدر آیند سلامم نكنند#
الـهی قدمهای ما را در دنیا بر سوای صراط مستقیم مستقیم دار و در آخرت از لغزیدن بر صراط نگاهدار و سرّ ما را چنان دار كه اگر آشكارا شود شرمسار نمانیم.