Untitled Document

دشمنی انگلیسها نسبت به اسلام

جاسوس انگلیسی همفر میگوید: واقعاً، این كتابی كه خواندم (اسلام را چگونه برانداخته میتوانیم) نام داشت، خیلی مكمل بود. در كارهای آینده من یک رهبر بی مثال بود. در وقتیكه كتاب را دوباره به سكرتر مسترد نموده، ممنونیت خویشرا ابراز كردم، وی برایم چنین گفت: (بدان كه درین میدان تو تنها نیستی. بسیار انسانهای موظف داریم، مثل كاریكه تو میكنی آنها نیز كارها انجام میدهند. وزارت مستعمرات بخاطر اجرای این وظیفه، تا این وقت به تعداد بیش از پنج هزار نفر را موظف ساخته است. وزارت میخواهد در آینده این تعداد را به صد هزار نفر افزایش دهد. هنگامیكه جواسیس ما به صد هزار برسد، به تمام مسلمانان حاكم خواهیم شد و تمام ممالک اسلامی، در كنترول بریطانیا خواهد آمد). بعداً، سكرتر این سخنان را گفت: (اینرا برایت مژده میدهم كه، برای به حقیقت پیوستن این پروگرام وزارت ما، حداكثر به یک قرن احتیاج داریم. اگر ما این روزها را دیده نتوانیم، حتماً فرزندان ما خواهند دید. این ضرب المثل چقدر با مفهوم است: (آنچه دیگران كاشتند من خوردم، اكنون من میكارم تا دیگران بخورند). وقتی انگلیس ها به این كار موفق شوند همه عالم نصرانیت را ممنون ساخته آنها را از فلاكت دوازده عصر گذشته نجات خواهند داد). سكرتر به سخنانش چنین ادامه داد: (جنگ های (اهل صلیب) [جنگهای صلیبی] كه عصرها دوام نمود، هیچ نتیجه ای درپی نداشت. كذا به مُغُل ها [اردوی چنگیز] نیز نمیتوان گفت كه به خاطر ریشه كن ساختن اسلام، كاری انجام داده باشند. زیرا، كاری كه آنها انجام دادند، فوری و بی پلان (بی برنامه) بود. كارهای عسكری را انجام میدادند كه دشمنی آنها را به میان میگذاشت.