مكتوب بیست و دوم - ۲
نه در صحابه كبار چنانكه بعضی گمان برده اند كه موالات حضرت امیر كرم الله وجهه بی تبری از اكابر صحابه صورت ندارد و غلط فهمیده اند چه تبری از اعدا شرط موالات ست نه تبری از احبا، چه حضرت حق سبحانه اصحاب كرام را (رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ *الفتح:۲۹) فرموده است و رحماء جمع رحیم است كه از صیغ مبالغه است پس باید كه این بزرگواران بكمال مهربانی با یک دیگر موصوف باشند و چون صفتِ مشبه دلالت بر استمرار دارد باید كه این صفت كمال مهربانی در میان این بزرگواران بر دوام و استمرار بود، بغض و كینه و حسد و عداوت كه منافی رحم است بر سبیل دوام از ایشانان با همدیگر مفقود باشد در حدیث آمده است (ارحم امتی بامتی ابوبكر) كسی كه ارحم بود ازو كینه و عداوت نسبت بامت چگونه متصور بود.
بر سر اصل سخن رویم كه مویّد آنست كه مذكور شد كه موالاتِ اولیا و معاداتِ اعدا افضل طاعات ست چنانچه در اخبار آمده است (ان الله تعالی قال لموسی علیه السلام هل عملت لی عملا قط قال الهی صلیت لک وصمت وتصدقت وذكرت فقال الله عز وجلّ اما الصلوة فلک برهان والصوم جنة والصدقة ظل والذكر نور فای عمل عملت لی فقال موسی الهی دلنی علی العمل الذی هو لك قال یا موسی هل والیت لی ولیّا او عادیت لی عدوا فعلم انه الحب فی الله والبغض فی الله.)
در كتابی كه ملا تیمور آورده بود مندرج بود كه شبی برخاسته بود بعد از شكر وضو دست بر داشته بعجز تمام دعا كرده درویزه [دریوزه] نسبت خاص حضرت ایشان و فلان عزیز نمود آنی نگذشته بود كه نسبتی ظاهر شد كذا و كذا قریب یک و نیم گهری در طغیان بود بعد ازان كم كم فرو شد شكر خداوندی جل سلطانه بجا آرید كه بمجرد دعا كردن اثری از اجابت مفهوم شد و نسبتی خاص ظهور نمود لیكن عجب ست كه با نسبت پیر دستگیر نسبت عزیز دیگر هم آرزو كردید با آنكه مقرر است كه اگر از جای دیگر نسبتی برسد آن را راجع به پیر باید داشت و قبله توجه را پریشان نباید ساخت،