در فضیلت نكاح و نیت نیک دران و وعید تزویج و تزوج با اهل شر و فساد - ۳
فكر كرد كه در شهر مرو كه پرهیزگارتر باشد هیچكس را از غلام خود مبارک پرهیزگارتر و دین دارتر ندید او را آزاد كرد و دختر خود بوی داد بزنی مبارک تا چهل روز گرد دختر نگشت مادر دختر را ازان حال خبر شد شكایت نزد قاضی برد و گفت دختر پاكیزه چنین را بغلام خود دادی و هنوز بوی التفات نمیكند این چه بود كه تو كردی قاضی گفت ای مبارک ترا با فرزند من ناز میرسد مبارک گفت ای قاضی مسلمانان مرا با فرزند شما چگونه ناز رسد اما چون منصب قضا مفوض بشماست می ترسم كه این دختر در خانه شما لقمه خورده باشد كه از نا وجه بوده باشد من احتیاط میكنم و او را طعام حلال میخورانم تا درون وی پاک شود تا اگر حق تعالی فرزند تقدیر كرده باشد شایسته و بصلاح آید چون چهل روز بدان بگذشت دختر را تصرف كرد و چون او در لقمه خود چنان احتیاط بجای آورده بود لاجرم حق تعالی او را همچون عبدالله فرزند كرامت كرد از استاد خود سلمه الله سماع دارم كه فرمود كه عبدالله بن مبارک بچهار چیز در همه روی زمین نظیر خود نداشته است در روزگار خود اول بعلم در همه دنیا در عهد وی كسی برابر وی نبوده است دویم بحلم وی سیم بشجاعت وی چهارم بسخاوت وی بدین چهار چیز در زمان وی كسی برابر وی نبوده است والله اعلم تا بدانی كه هر كس كار از برای خدا كند هرگز زیان نكند پس درین كار همت بلند می باید داشت و دین بر دنیا اختیار باید كرد نه از برای مردار دنیا فرزند خود بدست ناپاک بیباک گرفتار باید كرد عزت در فرمان برداری خداوندست نه بسبب درم و دینار چندست رزق تو و همه بر حضرت اوست اگر دشمن ست اگر دوست