در حقوق همسایگان و نگاهداشتن آن - ۲
ششم آنكه اگر شادی و تهنیتش رسد تهنیت كنی ویرا هفتم آنكه اگر بمیرد بجنازی وی حاضر شوی و بدفن وی مشغول گردی هشتم آنكه اگر غایب بود پاسبان خانه وی باشی نهم آنكه اگر رنجی رسد بر تو از وی تحمل كنی و با او بخصومت بیرون نیائی حكایت در تذكرة الاولیا می آرد كه مالک دینار را رحمة الله علیه همسایه بود جهود مالک صومعه داشت و دران صومعه محرابی بسوی خانه آن جهود بود چون جهود آن بدانست بسبب كینه كه جهود را با مسلمان بود در خانه خود برابر صومعه و محراب مالک برای خود مبرزی ساخت چنانكه بوئ بد بسوی محراب مالک آمدی مالک چیزی بنهادی تا هر چه بیرون آمدی درانجا رفتی و آنرا بیرون انداختی و بوی خوش سوختی تا درانجا نماز توانستی گذارد جهود معلوم كرد كه مالک در رنج ست ازان و هیچ نمیگوید مدتی برآمد جهود را از تحمل وی عجب آمد روزی با وی گفت ای مالک ترا چه برین میدارد كه این رنج میكشی و تحمل میكنی گفت زیرا كه در دین ما آنست كه رنج همسایه بباید كشید و با او خصومت نباید كرد كه رسول ما علیه السلام چنین فرموده است جهود تامل كرد گفت تا این غایت بر من دینی از دین اسلام دشمن تر نبود اكنون هیچ دین بر من از دین اسلام دوست تر نیست دینی كه در وی سخن بدین خوبی و شیرینی بود این دین جز حق نبود ای مالک كلمه عرضه كن تا مسلمان شوم مالک كلمه بر وی عرضه كرد جهود مسلمان شد چون حق همسایه نگاهداشت ببركت آن بیگانه آشنا شد