Untitled Document

حكایت

نقل است كه روزی امیرالمومنین عثمان رضی الله عنه گوش غلام خود بمالید بسبب جرمی كه كرده بود غلام آهی كرد عثمان رضی الله عنه پشیمان شد پیش غلام آمد و گفت ای غلام تو نیز گوش من بمال كه مرا تحمل قصاص قیامت نیست و الحاح كرد غلام گوش بگرفت و نرم نرم می مالید عثمان رضی الله عنه گفت سخت تر بمال غلام گریان شد و گفت ای خواجه من نیز ازان روز می ترسم كه تو می ترسی در صحیح مسلم می آید بروایت ابن عمر رضی الله عنهما از رسول صلی الله علیه وسلم كه فرمود هر كس بزند غلامی را حدی كه بر وی آن حد نباشد یا طپانچه بر وی زند كفارت وی آن بود كه او را آزاد كند و نیز در صحیح مسلم می آید بروایت عقبه بن عمرو الانصاری رضی الله عنهما از رسول علیه السلام كه عبدالله بن مسعود را دید كه غلام خود را میزد سه كرت فرمود كه بدان ای ابا مسعود كه خداوند قادرتر است بر تو از تو برین غلام گفت یا رسول الله صلی الله علیه وسلم او را آزاد كردم از برائ رضای حق فرمود كه اگر چنین نمیكردی می سوختی یا می بسوزد ترا آتش دوزخ شک از راوی است بنگر كه امروز كار زمانه بكجا رسیده است الهی بندگان گنهكار تو ایم ما را از آتش دوزخ آزاد گردان بلطف و كرم خود.