در هستی و یگانگی خداوند تعالـٰی
بدانكه همه صفات خداوند قدیم ست برابرست كه صفات ذات باشد یا صفات افعال و صفات ذات بیت حیوه است و بقا و علم و قدرت# بصر سمع و كلام ست و ارادت# و این همیشه صفات ذاتست و صفات افعال همچون خلق و رزق و احیا و اماتت و مثل آن و قدریه صفات فعل را محدث میگویند و آن خطا و غلط ست زیرا كه ذات او محل حوادث نیست ازان ده صفت ثبوتی اول هستی خداوند ست جل و علا باید كه بزبان مقر آئی و بدل اعتقاد كنی كه خداوند تعالـٰی است نه چنانكه معطـّله گفتند عالم را صانع نیست و دهریه هستی حق را منكر شدند پس بشناسی و باور داری كه صانع هست این بساط اغبر و این قبه اخضر برافراشته و نگاهداشته اوست و او نیست جز حضرت معبود مطلق و پادشاه بحق كه مقدر بی علت و مصور بی آلت ست یعنی خداوند عزوجل
در هستی فرشتگان و ایمان بدیشان - ۱
بدانكه حق تعالـٰی را جماعت انبوه بندگانست كه ایشان را فرشتگان میگویند و ایمان آوردن بایشان آنست كه بدل باور داری و بزبان اقرار كنی و اعتراف نمائی كه ایشان بندگان خداونداند نه چنانكه بنو ملیح گفتند كه ملائكه بنات الله اند و اعتقاد كنی كه ایشان در فرطه عصمت اند و یک چشم بر هم زدن در خداوند تعالـٰی عاصی نمی شوند و میكنند آنچه بدان فرموده شده اند قوله تعالـٰی لا یعصون الله ما امرهم ویفعلون ما یومرون و ایشان را بنری و مادگی نسبت نكنند و ایشان را نفس نیست یعنی خوردن و آشامیدن و جماع كردن نیست و ایشان اجسامند و درعبادت كردن هرگز سستی و كاهلی بدیشان راه نیابد قوله تعالـٰی یسبحون اللیل والنهار لایفترون و بعضی از نور آفریده شده اند و بعضی از نار آفریده شده اند و دشمن داشتن فرشتگان كفرست قوله تعالـٰی من كان عدو الله وملائكته ورسله وجبریل ومیكائل فان الله عدوّ للكافرین و فرشته را قدرتست كه خود را بصورت آدمی مینماید چنانكه نقل ست كه جبریل علیه السلام در صورت دحیق الكلبی نزد رسول علیه السلام آمدی و در صورت مرد تمام اندام خود را بمریم نمود