در ایمان آوردن بكتابهای خداوند تعالـٰی - ۳
حكایت حسین بن واقد گوید ابومسلم بن ابراهیم الصایغ را شهید كردند آرزو داشتم كه او را بخواب بینم تا دانم كه خداوند تعالـٰی با وی چه كرد تا شبی او را بخواب دیدم بر مركبی از نور از مراكب بهشت سوار می آمد و جماعتی همه آراسته و جامهای نورانی پوشیده با وی بودند همه سوار گفتم حق تعالـٰی با تو چه كرد گفت آنچه می بینی و هر ساعت كرامت زیادت میكند گفتم كار یزید النحوی دران عالم چونست گفت درجه او از درجه من زیاده است گفتم چرا و شما هر دو در علم برابر بودید گفت او در قرآن زیادت بود و درجه قرآن خوانان از همه درجتها زیاده است و در حدیث می آید كه مادر و پدر قاری قرآن را فردای قیامت تاجها از نور بر سر نهند و حلها از نور درپوشانند و ایشان را بر براقهای بهشتی سوار گردانند و ملائكه بگرد ایشان در آیند و ایشان را بسوی بهشت می برند و منادی ندا می كند كه اینها پدر و مادری اند كه در دنیا سعی كرده اند تا فرزند ایشان قرآن خوانده است حق تعالـٰی این كرامت كرده درباره ایشان پس قیاس كن كه وقتی مزد و جزای پدر و مادر قاری قرآن این باشد مزد و جزای وی چگونه خواهد بود.
ارادت
و هرچه در عالمست، همه بخواست و ارادت ویست. هیچ چیز، از اندک و بسیار، و خرد و بزرگ، و خیر و شر، و طاعت و معصیت، و كفر و ایمان، و سود و زیان، و زیارت و نقصان، و رنج و راحت، و بیماری و تن درستی، نرود الا بتقدیر و مشیت وی، و بقضا و حكم وی. اگر همه عالم گرد آیند – از جن و انس و شیاطین و ملایک – تا یک ذره از عالم بجنبانند، یا بر جای بدارند، یا بیش كنند، یا كم كنند، بی خواست وی همه عاجز باشند و نتوانند. بكله جز آنكه وی خواهد در وجود نیاید، و هرچه وی خواست نباشد و هیچ چیز و هیچ كس دفع آن نتوانند: هرچه هست و هرچه بود و هرچه باشد همه بتدبیر و تقدیر ویست.