در شَرَهْ ثلثه - ۳
در كتاب طب ابوالفتح ایوندی آورده كه اگر مردی از غایت حرص شهوت بموضع مخصوص نگرد چشم را خلل كند و اگر فرزند آید غالب آن بود كه نابینا بود و اگر بوقت صحبت بزاق بكار دارد یا آب خورد فرزند نحیف و نزار بود و اگر فی الحال حاجت روا شود و منی تمام در رحم نیامده باشد فرزند مبتلا و نیم اندام آید و اگر از هر دو راه بیک بار قربت جوید بیماری دق پدید آید و در لعنت خداوند بود و فرزند گنده دهان و گنده بغل آید و اگر در وقت طلوع و استوا و غروب صحبت جوید فرزند مخنث آید و در لعنت حق بود یا از دین اسلام بیرون رود نعوذ بالله من ذالك و اگر قصد كرده بود و در حال صحبت كند فرزند اقرع آید و اگر كار كرده بود و سُست شده و مانده گشته خفقان ظاهر گردد و فرزند ضعیف و بیمار بود چون مجامعت بافراط كرده شود زیان دارد حكما گفته اند در سه چیز غافل نشاید بود كه ضرر آن بزرگ بود اول غذاء بر عادت نگاهداشتن و افزون ناكردن كه اگر افراط كند ویرانی تن باشد دویم اگر كم خورد جای غذا و امعا تنگ گردد و حرارت عزیزی را بمیراند سیم مجامعت ناكردن تناسل را منقطع گرداند و چون حاجت افتد فرو ماند اما ضعیف مباشرت از ضعف چهار اندام بود اول از ضعیفی مغز بود نشان وی آن بود كه از مجامعت مزه نیابد دویم از ضعف دل بود و نشان وی آن بود كه شرمدارد یا بترسد كه نتواند و همچنان باشد سیم از ضعف جگر بود و نشان وی آن بود كه منی اندک بود چهارم از ضعف قضیب بود و علاج هر یک ازین در كتب طب مبین ست و این كتاب احتمال آن نكند حاصل سخن آنست كه بدین شغل حریص نباید بود كه هر چند دران بكوشد با دراز گوش برابر نباشد