مراقبت حركات و سكنات خود - ۲
در تو صفت گربزی [گربز چون هرمز: محیل و مكار] و خیانت و تخلیط [اشتباه كاری – یاوه سرائی] و بد درونی و فریفتن و تلبیس پدید آید؛ و اگر ویرا مقهور داری و بتلبیس وی فریفته نشوی، و لشكر عقل را نصرت كنی، در تو زیركی و معرفت و علم حكمت و صلاح جستن خلق و بزرگی و ریاست پدید آید. و این اخلاق نیكو كه با تو بماند، از جمله باقیات صالحات باشد، و تخم سعادت تو باشد.
و این افعال كه از وی اخلاق بد پدیدار آید، وی را معصیت گویند؛ و آنكه اخلاق نیكو از وی پدید آید، آن را طاعت گویند. و حركات و سكنات آدمی از این دو خالی نبود.
و دل همچون آیینه روشن است، و این اخلاق زشت چون دودی و ظلمتی است كه بوی همیرسد و ویرا تاریک همیگرداند، تا فرا راه حضرت الهیت نبیند و محجوب شود؛ و این اخلاق نیكو نوریست كه بدل میرسد، و ویرا از ظلمت معصیت میزداید، و از برای این گفت رسول علیه السلام: «اتبع السیئة الحسنة تمحها»، «از پی هر زشتی نیكوئی بكن تا آنرا محو كند». و در قیامت دل باشد كه بصحرا آید، اما روشن و اما تاریک: «فلا ینجوا الا من اتی الله بقلب سلیم» [پس نجات نخواهد یافت مگر كسیكه بیاید پیش خدا با دلی سلیم].
دل آدمی، در ابتدای آفرینش، چون آهنست كه از وی آیینه روشن بیاید، كه همه عالم در وی بیاید – اگر ویرا چنانكه باید نگاهدارند – وگرنه جمله زنگار بخورد، و چنان شود كه نیز از وی آیینه نیاید، چنانكه حق تعالی گفت: «كلا بل ران علی قلوبهم ما كانوا یكسبون» [نی نی: بلكه زنگ بسته است بر دل ایشان، آنچه میكردند].