در بیان آنكه كفر و ایمان با یكدیگر جمع نمیشود - ۵
یفعل الله ما یشاء و یحكم ما یرید طایفه بندگی چنان كنند كه او پسندد ندانم تا با این زندگانی عاقبت چه خواهد بود حكایت مالک دینار (رحمة الله علیه) گفت پیش ازین روزگاری بر گناهان خود میگریستم اكنون كه گناه و معصیت حرفت باشد این گریستن و زاری كردن بر بقای اسلام ست كه با این زیست اسلام باقی ماند یا نی مگر بفضل حق ما خاكیان بیچاره را دستگیری كند رباعی ای وصف تو بسته حد گویائی ما# حیران شده در صنع تو بینائی ما# خاكیم زبیم آتشت آب شدیم# یا رب منگر بباد پیمائی ما#
شعر كه بكشاید دری كایزد به بندد# بیا تا هم برین درگه بزاریم# سرافرازیم اگر بر بنده بخشی# و گرنه از گنه سر بر نیاریم# خدایا گر بخوانی ور برانی# بجز فضلت در دیگر نداریم# ای برادر اگر صدیقی نه باری متابعت صدیقی كن
حكایت منظومه صفه را نقش میكردند استادان چین# بشنو این معنی كزین بهتر حدیثی نشنوی# اوستادی نیمه را كرد همچون آئینه# اوستادی نیمه را كرد نقش معنوی# تا هران نقشی كه حاصل باشد اندر نیمه# بینی اندر نیمه دیگر چو اندر وی روی# ای برادر خویشتن را صفه دان همچنان# هم بسقف نیک عالم هم به بنیاد قوی# باری ازان نیمه بر نقش نتوان شدن# جهد آن كن تا مگر آن نیمه دیگر شوی# الهی بحرمت مخلصان كه بر ما مفلسان رحمت فرمای و بابروی صدیقان كه همه را در دین صدق روزی گردان.