آیت دیگر
ودیعتهاء عزیز و نفیس است كه در زیر كوهها پنهان كردست كه آنرا معادن گویند آنچه از وی آرایش را شاید چون زر و سیم و لعل و پیروزه و بلخش [شاید لعل باشد؟ (در برهان: زاج سیاه)] و شبه و یشم و بلور و آنچه از وی اوانی را شاید چون آهن و مس و برنج و روی و آرزیز [قلعی] و آنچه از وی كارهاء دیگر آید از معادن چون نمک و گوگرد و نفط و قیر، و كمترین آن نمک است كه طعام بدان گواریده شود، و اگر در شهری آن نیابند همه طعامها تباه شود و همه لذتهاء طعام بشود و همه بیمار گردند و بیم هلاک بود، پس در لطف و رحمت نگاه كن كه طعام تو اگر چه غذا داد لكن چون در خوشی وی چیزی در میبایست دریغ نداشت، این نمک از آب صافی باران بیافرید كه بر زمین جمع شود و نمک میگردد، و این نیز بینهایت است.
پیغامبر
و چون ایزد تعالی این تقدیر كرده بود، و اعمال آدمی چنان رانده - بود كه بعضی سبب سعادت وی بود و بعضی سبب شقاوت، و آدمی از خویشتن آن نتواند شناخت، بحكم فضل و رحمت خویش پیامبرانرا بیافرید، و بفرمود تا كسانی را كه در ازل بكمال سعادت ایشان حكم كرده بود ازین راز آگاه كنند، و ایشانرا پیغام داد و بخلق فرستاد تا راه سعادت و شقاوت ایشانرا آشكارا كنند: تا هیچكس را بر خدای تعالی حجت نماند. پس بآخر همه رسول ما را – محمد علیه الصلوة والسلام– بخلق فرستاد، و نبوت وی بدرجه كمال رسانید، كه هیچ زیادت را بوی راه نبود؛ و بدان سبب وی را خاتم انبیا كرد كه پس از وی هیچ پیغامبر نباشد. و جمله خلق را از جن و انس بمتابعت وی فرمود، و ویرا سید همه پیغمبران كرد، و یاران و اصحاب وی را بهترین یاران و اصحاب پیغامبران كرد، صلوات الله علیه و علی سایرالنبیین، و علی آله و اصحابه الطاهرین اجمعین.