Untitled Document

حكایت

حكایت در تذكرة الاولیا می آرد كه رابعه رحمة الله علیها گفت اگر فردای قیامت حق تعالی فرماید كه ای كنیزک درگاه ما چه میخواهی تا ترا عطا دهم گویم خداوندا آن میخواهم كه معده دوزخ را بلقمه وجود من پر گردانی تا این مشت خاكسار باد پیما باب روی من از آتش دوزخ بی گزند شوند شعر در دل دارم كز سر جان برخیزم# و اندر قدم سگان كویت ریزم# ای عاصیان خوش باشید كه ازین سخن بوی امیدواری می آید وقتی كه ضعیفه را این رحم ست بر بندگان وی با وجود آنكه صفت آدمی لئیمی ست او كه اكرم الاكرمین ست برحمت كردن سزاوارتر باشد هر چند گناه بندگان بسیارست اما رحمت او ازان بیشترست فرد خوف هیبت زدل عاصی فاجر برود# گر بیان كرم لطف نوال تو كنیم# اما حكم سلام آنست كه روایت میكند عبدالله سلام از رسول علیه السلام كه فرمود یا ایها الناس افشوا السلام واطعموالطعام وصلوا باللیل والناس نیام تدخلوا الجنة بسلام عبدالله بن سلام روایت میكند كه آن روز كه رسول علیه السلام بمدینه درآمد اول حدیث كه از لفظ مبارک آنحضرت شنودم این حدیث بود و معنی حدیث آنست كه ای مردمان فاش دارید سلام را و بدهید طعام را و بپیوندید بخویشان یعنی نگاهدارید حق خویشان را و نماز گذارید شب وقتی كه مردمان در خواب باشند تا درآئید به بهشت بسلامت و بی آفت و این حدیث در صحیح ترمذی و ریاض الصالحین و مشارق و مصابیح مذكور و مسطورست هر كس فاش دارد سلام و عمل كند آنچه درین حدیث ست بتمام بشارت یابد بدخول دارالسلام اللهم انت السلام ومنک السلام تباركت یا ذاالجلال والاكرام.