Untitled Document

در حب مال و جاه - ۱

خذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت میكند از رسول الله صلی الله علیه وسلم كه فرمود من اثر الدنیا علی الاٰخرة ابتلاه الله تعالٰی بثلٰثة اشیاءهم لا یفارق قلبه ابدا وفقر لا یستغنی ابدا وحرص لا یشیع ابدا یعنی هر كس دنیا را بر آخرت گزیند حق تعالٰی او را بسه چیز عقوبت كند غمی كه هرگز از دلش جدا نشود و درویشی كه هرگز بتوانگری مبدل نگردد و حرصی كه هرگز سیر نشود و بروایت دیگر چهار آمده است مشغولی كه هرگز از وی فارغ نیاید حكایت نقل ست كه زبیده خاتون نامه نوشت بمنصور عمار رحمه الله كه ای عالم مسلمانان یكی صفت دنیا ما را بیان كن منصور در جواب نامه وی نبشت كه دنیا بمثل چون شیریست كه حرص چشم وی است و طمع گوش وی و جهل سر وی و ریا روئ وی و سفاهت بینی وی است و ضلالت دهان وی است و بخیلی گردن وی است خرامانی سینه وی است حسد پشت وی است امل شكم وی است شرک دل وی است شک جگر وی است كبایر پایهای وی است شهوات چنگهائ وی است مباهات بازوی وی است خدیعت ذنب وی است نگرنده بوی بسته وی است خواهنده خسته وی است جوینده شكسته وی است گیرنده كشته وی است این بست صفت وی است آنگاه گفت هر كس خواهد او را قهر كند باید كه زهد را شمشیر خود كند ورع را سپر خود كند نصیحت را ژنده خود كند قناعت را نیزه خود كند خاموشی را كمال خود كند متابعت حق را تیر خود كند علم را علم خود كند كتاب خدایرا حصن خود كند یقین را مركب خود كند عقل را نیز گستوان خود كند عمل را سلاح خود كند نیت را رهبر خود كند سنت را راه خود كند توكل را قرین خود كند صحبت نیكان را سپاه خود كند تفویض را معین خود كند دعا را مدد خود كند رجا را عادت خود كند مجاهده را حمله خود كند مشاهده را ضربت خود كند