Untitled Document

پیدا كردن سخن گور با مرده - ۲

 و عبدالله بن عبید گوید كه رسول- صلوات الله علیه- گفت كه: «مرده را در گور نهند آواز پای مردمان می شنود كه از پس جنازه فراز آمده باشند، و هیچكس با وی سخن نگوید مگر گور، گوید: نه بسیار با تو بگفته بودند از صفت و هول تنگی من، چه ساخته ای برای من؟».

سوال منكر و نكیر - ۱

رسول- صلوات الله علیه- گفت: چون بنده بمیرد دو فریشته بیایند بر وی سیاه و بچشم ازرق، یكی را نام منكر و یكی را نكیر، گویند: چه می گفتی در پیغامبر؟ اگر مومن بود گوید بنده و رسول خدای بود، گواهی دهیم كه خدای یكست و محمد رسول ویست، هفتاد ارش [ذرع] در هفتاد ارش گور بر وی فراخ كنند و روشن و پر نور، و گویند بخست خفتنی عروس وار چنانكه هیچ چیز ترا بیدار نكند مگر آنكه دوستر داری، و اگر منافق بود گوید ندانم، می شنیدم از مردمان كه چیزی می گفتند من نیز می گفتم؟ پس زمین را گویند تا بر وی تنگ فراهم آید چنانكه پهلوها بهم رسند، و هم چنان در عذاب می بود. و رسول- صلوات الله علیه- عمر را گفت كه: یا عمر چگونه بینی خویشتن را كه چون بمیری و ترا گوری چهار گز در یک گز بكنند، آنگاه ترا بشویند و در كفن و در گور نهند و خاک بر سر كنند تا پر شود و باز گردند، و آنگاه منكر و نكیر بیایند آواز ایشان چون رعد و چشمهاء ایشان چون برق، مویها در زمین می كشند و بدندان خاک گور می شورند [شوراندن: زیر و زبر كردن] و ترا فرا جنبانند؟ گفت: یا رسول الله عقل با من باشد؟ گفت باشد، گفت پس باک ندارم و ایشان را كفایت كنم.