Untitled Document

در شكر بر نعما - ۲

اما هر گاه كه نعمت عام گردد و مردم از دیدن آن عاجز آیند پیش قدر نعمت نشناسند قدر نعمت كسی داند كه ازان نعمت درمانده باشد قدر نعمت جوانی پیران دانند و قدر صحبت بیماران شناسند و قدر عافیت اهل بلا دانند و قدر توانگری درویشان دانند و قدر حیات مردگان دانند اما خواجه در نعمت چنان غرق ست كه هنوز دندان مزد طمع میدارد و نعمت حق را در غیر رضای وی صرف میكند ای برادر نعمت حق را وسیلت عذاب و عقاب دوزخ مكن حكایت از سری سقطی رحمه الله حال شیخ جنید بغدادی رحمه الله نقل ست كه سالی بحج رفته بود و جنید را با خود برده بود و جنید هنوز هفت ساله بود چون از حج فارغ شدند چهار صد پیر از كبار مشایخ در مسجد حرام نشسته بودند و مسئله شكر در میان بود و هر كس از مشایخ قولی میگفتند سری سقطی روی بجنید كرد كه ای كودک تو نیز قولی بگوی جنید گفت الشكر ان لا یعصی الله فی نعمة یعنی شكر نعمت آنست كه در خداوند عاصی نشوی در نعمتهای وی یعنی نعمت حق را در غیر رضای وی صرف نكنی چون جنید این سخن بگفت آن چهار صد پیر بیكبار آواز برآوردند كه احسنت یا قرة عین الصدیقین یعنی نیكو گفتی ای نور چشم صدیقان شكر نعمت این ست سوال فرق میان حمد و شكر چیست جواب در بعضی از شروح چون شرح مولانا سعدالدین و غیر آن میگوید كه فرق میان حمد و شكر آنست كه حمد سابق ست و شكر مسبوق و حمد ازلی و لا یزالی است و شكر لا یزالی است پس حمد تعلق بلسان میگیرد بس و شكر تعلق بدل و زبان و باقی اعضا میگیرد و حمد پیش از نعمت میباشد و بعد از نعمت میباشد و شكر بعد از نعمت میباشد و بس و حمد ثنای جمیل ست و برابرست كه منعم را بود یا غیر منعم را