Untitled Document

آداب نكاح

بدانكه نكاح كردن از جمله راه دین است همچون طعام خوردن: كه همچنانكه راه دین را بحیات و بقای شخص آدمی حاجت است- و حیات بی طعام و شراب ممكن نیست- همچنین ببقاء جنس آدمی و نسل وی حاجت است، و این بی نكاح ممكن نباشد: پس نكاح سبب اصل وجودست و طعام سبب بقای وجود، و مباح كردن نكاح برای اینست نه برای شهوات، بلكه شهوت كه آفریده است هم برای آن آفریده است تا موكل باشد و متقاضی، تا خلق را بنكاح آرد، تا سالكان راه دین در جود همی آیند و راه دین میروند كه همه خلق برای دین آفریده اند، و برای این گفت: «وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون».

و هر چند آدمی بیش شود، بندگان حضرت ربوبیت بیشتر میشوند، و امت مصطفی -علیه السلام- بیش میشود، و برای این گفت رسول -علیه السلام-: «نكاح كنید تا بسیار شوید كه من در قیامت مباهات كنم بشما با امت دیگر پیغامبران، تا بكودكی كه از شكم مادر بیفتد نیز مباهات كنم»، پس ثواب كسیكه سعی كند تا بنده در افزاید تا در راه بندگی آید، بزرگ بود، و برای اینست كه حق پدر، بزرگست، و حق استاد، بزرگست: كه پدر سبب وجودست و استاد سبب شناخت راه است، و بدین سبب گروهی گفته اند كه: «نكاح كردن فاضلتر از آنكه بنوافل عبادات مشغول شدن».

علم

و وی داناست بهر چه دانستی است، و علم وی بهمه چیزها محیطست. و از عَلا تا ثرَی [از بلندی تا خاک] هیچ چیز بی دانش وی نرود [انجام نشود]، چه همه از وی رود، و از قدرت وی پدید آید. بلكه عدد ریگ بیابان و برگ درختان و اندیشه دلها و ذَرهای هوا در علم وی چنان مكشوفست كه عدد آسمانها.