Untitled Document

میان شرع و عقل و توحید هیچ تناقض نیست - ۱

همانا كه گویی كه اگر چنین است ثواب و عقاب چراست و برای چیست، كه بدست كس هیچ چیز نیست؟ بدان كه این جایگاهی است كه توحید در شرع گویند و شرع در توحید، و در میان این ضعفاء بسیار غرق شوند، و از این مهلكه كسی خلاص یابد كه اگر بر روی آب نتواند رفت باری سباحت تواند كرد، و بیشتر خلق سلامت ازان یافتند كه خود درین دریا ننشستند تا غرق نشدند، عوام خلق بیشتر آنند كه خود ندانند و شفقت بریشان آن بود كه ایشان را بساحل این دریا نگذارند كه ناگاه غرق شوند و كسانی كه در دریاء توحید نشستند بیشتر غرق بدان شدند كه سباحت نشناختند، و بود نیز كه فهم آن ندارند كه بیاموزند یا خود بخویشتن غره باشند طلب نكنند و اندرین دریا غرق شوند، كه بدست ما هیچ چیز نیست و همه او میكند، و آنرا كه سعادت حكم كرده است بجهد حاجت نبود و این همه جهل و ضلالتست و سبب هلاک است، و حقیقت اینكارها شناختن هر چند كه آن را نشاید كه در كتب بنویسند، لكن چون سخن باینجا كشید شمه ای گفته آید: بدانكه اینكه گفتی كه ثواب و عقاب پس چراست، بدان كه نه ازانست كه تو كاری زشت كردی كه كسی با تو خشم گرفت و تو را بانتقام عقوبت میكند یا از تو شاد شد ترا بمكافتات خلعت میدهد، كه این از صفات الهیت دورست، لكن چنانكه خلط یا خون یا صفرا یا دیگری در باطن تو غلبه كند ازان چیزی تولد كند كه آن را بیماری گویند، و چون دارو غلبه گیرد چیزی ازان تولد كند كه آن را تن درستی گویند، هم چنین چون شهوت و خشم بر تو غالب شد و تو اسیر آن شدی ازان آتشی تولد كند كه در میان جان تو افتد كه سبب هلاک تو باشد،