Untitled Document

آداب طعام خوردن - ۲

پنجم- آنكه تا گرسنه نشود دست بطعام نبرد، و نیكوترین سنتی كه بر طعام تقدیم باید كرد گرسنگی است: كه پیش از گرسنگی خوردن مذموم و مكروه است، و هر كه دست بطعام برد و گرسنه بود، و بازگیرد و هنوز گرسنه بود، هرگز بطبیب حاجت نیابد.

ششم- آنكه بما حضر [هر چه موجود باشد] قناعت بكند، و تكلف طعامهای خوش نكند: كه مقصود مومن نگاه داشت قوّت عبادت بود نه تنعم؛ و سنت است نانرا گرامی داشتن كه قوام آدمی بدین است: و بهترین اكرام وی آنست كه در انتظار نان- خورش ندارندش، بلكه در انتظار نماز ندارند، كه چون نان حاضر شد نخست نان خورند آنگاه نماز كنند.

هفتم- آنكه دست بطعام نبرد تا كسی حاضر نیاید كه با وی بخورد: كه تنها خوردن نیكو نیست، و هر چند دست بر طعام بیش بود بركت بیش بود؛ و انس گوید -رضی الله عنه- كه: «رسول -علیه السلام- هرگز طعام تنها نخوردی».

سخن گفتن اندر باطل و معصیت

اما باطل آن بود كه اندر بدعتها سخن گوید، و معصیت آن بود كه حكایت فسق و فساد خود و آن دیگران بگوید، و محاسن شراب و فساد حكایت كند، یا مجلسی كه اندر آن مناظره رفته باشد میان دو كس كه یكدیگر را فحش گفته باشند و برنجانیده، یا احوالی حكایت كند در فحش كه از آن خنده آید: این همه معصیت بود نه چون آفت اول، كه آن نقصان درجه باشد. و رسول- صلی الله علیه وسلم- گفت كه: «كس بود كه یک سخن بگوید كه از آن خود باک ندارد و آنرا قدری نشناسد، و آن سخن وی را همی برد تا بقعر دوزخ، و باشد كه سخنی بگوید و بدان باک دارد و آن سخن وی را همی برد تا ببهشت».