Untitled Document

توبه از بعض گناهان درست بود یا نه

بدانكه خلاف كرده اندر آنكه كسی از بعضی گناهان توبه كند درست بود یا نه، گروهی گفته اند محال بود كه كسی از زنا توبه كند و از خمر نكند: كه اگر برای آن همی كند كه این معصیت است آن نیز هم معصیت است، پس چنانكه محال بود كه از یک خم شراب توبه كند و از دیگر نكند- كه هر دو برابرند- آن معصیت نیز همچنین باشد؛ و درست آنست كه ممكن بود كه این چنین توبه باشد: بدانكه زنا صغیرتر از خمر داند و از صعب ترین توبه كند، یا بدانكه خمر شوم تر از زنا داند كه هم اندر زنا افكند و هم اندر كارهاء دیگر؛ و باشد مثلا كه از غیبت توبه كند و از خمر نكند، و گوید این بخلق تعلق دارد و خطر این بیشتر بود؛ بلكه روا بود كه از بسیار خوردن خمر توبه كند نه از اصل: و گوید هر چند بیش خوری عقوبت زیادت بود، و من در اصل با شهوت خویش می برنیایم اندر زیادتی در خوردن می برآیم، و شریط نیست كه چون شیطان مرا عاجز آورد اندر كاری اندران نیز كه عاجز نباشم موافقت وی كنم؟ این هم ممكنست اما آمده است كه التایب حبیب الله، وان الله یحب التوابین ویحب المتطهرین، و ظاهر آنست كه این درجهء محبت كسی را بود كه از همه توبه كند و پاک بود و آنكه همی گوید كه توبه از بعضی درست نیاید مگر این گوید، والا هر صغیره كه از آن توبه نكند فرایض كفارت آن صغیره شود و آن چون نابود گردد و توبه بیكبار از معاصی دشوار بود كه بتدریج بود و بدان قدر كه میسر گردد ثواب یابد.

امر معروف و نهی منكر

و این قطبی است از اقطاب دین كه همه انبیا را بدین فرستاده اند، چون این مندرس [از بین برود] شود و از میان خلق برخیزد، همه شرع باطل شود؛ اما علم این در سه باب است: باب اول در واجبی وی؛ باب دوم در شروط حسبت؛ باب سوم در منكرات كه غالبست در عادت.