Untitled Document

راه درست بكار بردن شهوت وغضب و تن و حواس و عقل و دل - ۲

 اگر خواهد كه حق این نعمت بگذارد و شرط بندگی بجای آرد، باید كه پادشاه وار در صدر مملكت بنشیند، و از حضرت الهیت قبله و مقصد سازد، و از آخرت وطن و قرارگاه سازد و از دنیا منزل سازد، و از تن مركب سازد، و از دست و پای و اعضاء خدمتكاران سازد، و از عقل وزیر سازد، و از شهوت جابی [تحصیلدار و مامور جمع مالیات] مال سازد، و از غضب شحنه سازد، و از حواس جاسوسان سازد، و هر یكی را بعالمی دیگر موكل كند، تا اخبار آن عالم جمع همی كنند، و از قوت خیال كه در پیش [جلو و قدام] دماغ است صاحب برید [صاحب برید اصلا بمعنی رئیس چاپاران دولتی بوده است، و بعداً سمت ریاست جاسوسانرا دارا شده است] سازد. تا جاسوسان جمله اخبار نزد وی جمع همی كنند؛ و از قوت حفظ كه در آخر دماغ است خریطه دار [خریطه بمعنی كیسه چرمی جای نامه ها و جزوه دان بوده است ولی بروش عبارت میتوان خریطه دار را مامور بایگانی و عرض نامه ها بپادشاه در موقع ضرورت دانست] سازد، تا رقعه اخبار از دست صاحب برید می ستاند و نگاه میدارد، و بوقت خویش بر و زیر عقل عرضه میكند و تدبیر سفر پادشاه میكند: چون بیند كه یكی از لشگر. چون شهوت و غضب و غیر ایشان – یاغی شدند بر پادشاه، و پای از اطاعت وی بیرون نهادند، و راه بر وی بخواهند زد، تدبیر آن كند كه بجهاد وی مشغول شود، و قصد كشتن وی نكند، كه مملكت بی ایشان راست نیاید، بلكه تدبیر آن كند كه ایشانرا بحد اطاعت آورد، تا در سفری كه فرا پیش دارد یاور باشند نه خصم، و رفیق باشند نه دزد و راه زن؛ چون چنین كند سعید باشد، و حق نعمت گزارده باشد، و خلعت این نعمت بوقت خویش بیابد؛ و اگر بخلاف این كند، و بموافقت راه زنان و دشمنان كه یاغی گشته اند برخیزد، كافر نعمت باشد، وشقی گردد، ونكال عقوبت آن بیابد.