Untitled Document

حقیقت رجا - ۱

بدانكه هر كه در مستقبل نیكویی چشم دارد این چشم داشت ویرا باشد كه رجا گویند و باشد كه تمنی گویند و باشد كه غرور گویند، و احمقان و ابلهان اینها از یكدیگر باز ندانند و پندارند كه این همه اومیدست و رجای محمودست، و این نه چنانست، بلكه اگر كسی تخمی نیک طلب كند و در زمین نرم افگند و خار و گیاه پاک كند و بوقت آب دهد و چشم دارد كه ارتفاع [محصول- فایده] بر دارد، چون خدای تعالی صواعق نگاه دارد و آفت دفع كند، این چشم داشتن را امید گویند، و اگر تخم نیكو طلب نكند و در زمین نرم نه افگند و از خار و گیاه پاک نكند و آب ندهد و ارتفاع چشم دارد، این را غرور گویند و حماقت نه رجا، و اگر تخم نیک در زمین پاک افگند و زمین از خار و گیاه پاک كند ولكن آب ندارد و چشم می دارد كه باران آید جای كه باران آنجا غالب نباشد ولكن محال نیز نباشد این را تمنی گویند، همچنین هر كه تخم ایمان درست در صحرای سینه بنهد و سینه از خار اخلاق بد پاک بكند و بمواظبت بر طاعت درخت ایمان را آب دهد، و چشم دارد از فضل خدای تعالی تا آفات دور دارد تا بوقت مرگ همچنین بماند و ایمان بسلامت ببرد، این را اومید گویند، و نشان این آن بود كه در مستقبل بهرچه ممكن بود هیچ تقصیر نكند و تعهد باز نگیرد، كه فرو گذاشت تعهد گشت از نومیدی بود نه از اومید، اما اگر تخم ایمان پوسیده بود، یعنی یقین درست نبود، یا درست بود لكن سینه از اخلاق بد پاک نكند و بطاعات آب ندهد چشم داشتن رحمت از حماقت بود نه از اومید، چنانكه رسول- صلی الله علیه وسلم- گفت: «الاحمق من اتبع نفسه هواها و تمنی علی الله عز وجل- احمق آن بود كه هر چه خواهد كند و رحمت چشم می دارد»،