Untitled Document

در ثواب خوشنود داشتن پدر و مادر و عقاب ناخوشنودی ایشان - ۱

حكایت در مبكیات می آرد كه روزی شخصی را وفات رسید او را در گور نهادند از گور وی بانگ خر میامد سبب پرسیدند گفتند روزی مادرش سخن میگفت مادر را گفت ای خر خاموش باش مادرش ازین سخن برنجید گفت حق تعالـٰی ترا در گور خر گرداناد لاجرم از گورش آواز خر برمیامد اگر رضای حق میخواهی رضای مادر طلب رباعی جنت كه مقام سرورانست# در زیر قدوم مادرانست# آن كن كه رضای مادرانست# زیرا كه رضای مادرانست# از استاد خود سلمه الله سماع دارم كه میفرمود حق تعالـٰی دعای بد مادر را در حق فرزند چنان باجابت نمیرساند كه دعای بد پدر را زیرا كه دعای بد مادر بدل نمیباشد و هر چند كه مادر رنجیده بود اما از فرزند تبرّاء همه عمر نمیكند اما میتواند بود كه پدر چنان رنجد كه هرگز خاطر با فرزند خویش نكند رباعی از سوز دل پدر حذر باید كرد# و زكوی جفای او گذر باید كرد# گیرم كه تو فرمانده آفاق شدی# آخر نه بفرمان پدر باید كرد# در نوابغ العلم می آرد الاب اعرف و اشرف والام و اران یعنی پدرشناساتر و شریف تر و مادر مشفق تر و مهربانتر

قصه علقمه انس بن مالک رضی الله عنه روایت میكند كه جوانی بود در عهد حضرت مصطفی صلی الله علیه وسلم نام وی علقمه، دایم طاعتها كردی و صایم الدهر و قایم اللیل بودی ناگاه در نزع افتاد و زبان او در بند شد رسول را علیه السلام خبر دادند علی و عمار یاسر را بفرستاد هر چند كلمه شهادت او را تلقین كردند زبان او كار نكرد امیرالمومنین علی رضی الله عنه بلال را نزد رسول علیه السلام فرستاد و ازان حال خبر داد