اعتقادنامه - ۲
حلیم است كه در موآخذه و عقوبتشان استعجال نه فرماید كریم است كه عموم كرم خویش از دوست و دشمن باز ندارد و اجل و اعظم این نعم و اعز و اكرم اینها دعوت باسلام است و هدایت بدار السلام و دلالت بمتابعت سید الانام علیه وعلی اله الصلاة والسلام كه حیات ابدی و تنعمات سرمدی بدان مربوط است و رضای مولا و لقای او سبحانه بان منوط بالجمله انعام و اكرام و احسان او تعالی اظهر من الشمس است و اجلی من القمر انعام دیگران باقدار و تمكین اوست تعالی و احسانشان از قبیل الاستعاره من المستعیر و سوال من الفقیر نادان در رنگ دانا باین معنی اقرار دارد و غبـی مثل ذكی باین امر معترف است.
بیت: گر بر تن من زبان شود هر موئی ** یک شكر وی از هزار نتوانم كرد
و شک نیست كه بداهت عقل حكم بوجوب شكر منعم مینماید و تعظیم و توقیر و تكریم او را لازم میداند پس شكر حضرت حق سبحانه و تعالی كه منعم حقیقی اوست سبحانه ببداهت عقل واجب گشت و تعظیم و تكریم او تعالی لازم آمد و چون حضرت حق سبحانه و تعالی در كمال تقدس و تنزّه است و عباد در نهایت تدنّس و تلوّث از كمال بیمناسبتی چه در یابند كه تعظیم و توقیر او حق تعالی در چیست و تكریم او سبحانه و تعالی در كدام است بسا است كه اطلاق بعضی امور را بر آن جناب اقدس ایشان مستحسن دانند و فی الحقیقه نزد او تعالی مستهجن باشد و تعظیم خیال كنند توهین بود تكریم تصوّر نمایند تحقیر باشد پس تا زمانی كه تعظیم و تكریم او تعالی از جناب قدس او سبحانه مستفاد نشود شایان شكر او نباشد سبحانه و قابل عبادت او نبود تعالی چه حمدی كه از نزد ایشان باشد نزدیكست كه هجو بود مدح قدح گردد و تعظیم و توقیر و تكریم او تعالی كه از آن حضرت مستفاد گشته است نسبت بما همین شریعت حقه است علی مصدرها الصلوة والسلام والتحیه