در زكوة است
بدانكه زكوة ركنی از اركان مسلمانی است، كه رسول گفت – علیه السلام- : «بنای مسلمانی بر پنج اصلست: كلمهٔ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، نماز، و زكوة، و روزه، و حج» و در خبرست كه: «كسانی كه زر و سیم دارند و زكوة آن ندهند، هر یكی را داغی بر سینه نهند چنانكه بپیشت برون آید، و هركه چهار پای دارد و زكوة ندهد، روز قیامت آن چهارپایانرا بر وی مسلط كنند، تا ویرا سرو [شاخ گوسفند و گاو و جز آن]. همی زنند و در زیر پای می اندازند، و هر گه كه همه بر وی برفتند و آخر رسید، آن پیشین باز آید دیگر باره، همچنین زیر پای می سپرند و میروند، تا آنگاه كه حساب همه خلق بكنند» و این اخبار در «صحاح» است: پس علم زكوة دانستن بر خداوند مال فریضه است.
[عذر بی علمی در دین پذیرفته نیست]
چون معلوم شد كه بر هر كسی آموختن آن علم واجب است كه در راه معاملت ویست، بدانستی كه عامی پیوسته در خطر باشد، كه ویرا كاری در پیش آید و بنادانی بكند كه نداند كه اندر آن حكمتی هست، و بدین معذور نباشد: هرگه كه حاجت بدان غالب بود و نادر نباشد. مثلا كسی در حال حیض مباشرت كند یا پس از حیض پیش از سر شستن، و گوید كه این علم ندانستم: معذور نباشد.
و از زنی كه پیش از صبح پاک شود، و نماز شام و نماز خفتن قضا نكند، كه نیاموخته باشد، یا مردی كه زن را در حال حیض طلاق دهد و نیاموخته باشد كه حرام است: معذور نباشد. و با وی گویند: ترا گفته بودیم كه طلب علم فریضه است، از این فریضه چرا دست بداشتی تا در حرام افتادی؟ مگر كه واقعهٔ نادر باشد كه افتادن آن متوقع نبود: آنگاه معذور باشد.