در ثواب خوشنود داشتن پدر و مادر و عقاب ناخوشنودی ایشان - ۵
امیرالمومنین علی رضی الله عنه بلال را نزد رسول علیه السلام فرستاد و ازان حال خبر داد رسول علیه السلام فرمود كه علقمه پدر و مادر دارد گفتند پیر مادری دارد رسول علیه السلام فرمود تا مادر او را حاضر آوردند گفت ای ضعیفه مرا از حال علقمه خبر كن كه زندگانی وی با تو چگونه بود گفت یا رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بس نیكو بود و پارسا بود اما من از وی خوشنود نیم كه او رضای زن را بر رضای من برگزیده بود رسول علیه السلام فرمود ازانست كه زبان او در بند شده است ای ضعیفه او را بحل كن تا زبان او كشاده شود گفت یا رسول الله او در حق من جفای بسیار كرده بحل نمیكنم رسول علیه السلام فرمود یا بلال برو و صحابه را جمع كن تا فروزینه جمع كنند تا علقمه را بسوزیم كه مادر از وی راضی نیست مادرش گفت یا رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرزند مرا در نظر من بسوزی دلم كه طاقت آرد رسول علیه السلام فرمود ای ضعیفه آتش دوزخ از آتش دنیا سوزان ترست و چون تو از وی خوشنود نیستی هیچ طاعت وی مقبول نیست آن ضعیفه فریاد برآورد كه یا رسول الله من از وی راضی شدم و او را بحل كردم مادر او بدر خانه آمد آواز علقمه شنید كه كلمه شهادت میگفت همان روز وفات یافت رسول علیه السلام بر وی نماز كرد و او را دفن كردند رسول علیه السلام گفت ای گروه مهاجر و انصار هر كس فضیلت نهد زن خود را بر مادر خود در لعنت خدای تعالی و فرشتگان باشد و خداوند فرض و نفل وی نپذیرد پس از رنجانیدن و ناخوشنودی ایشان پرحذر باید بود كه كار آن دشوارست و عقوبت آن بسیار حق تعالی توفیق گرداناد.