Untitled Document

در بیان قربانی - ۳

اما معیوب چون كور و یک چشم و لنگ كه راه نتواند رفت و لاغر كه مغز در استخوان نمانده باشد و بیمار و گوش بریده و ذنب بریده و مثل آن قربانی را نشاید اما اگر بیشتر بر جای بود و كمتر بریده بود روا باشد و اگر قربانی خصی یا یک شاخ بود یا بی شاخ یا شاخ شكسته بود یا دیوانه بود جایز بود از برای آنكه خون و گوشت و سائر مقاصد وی تمام ست و مقصود تعلق نمی گیرد بدانكه او را قرن نباشد یا مكسور القرن بود یا خصی یا ثولا بود و این روایت در هدایه و نافع است و اگر دو كس دو گوسفند خریدند به نیت قربان و هر یک گوسفند صاحب خود را قربان كرد بغلط قربانی هر دو جایز بود و بر هیچ یک ضمان نبود و در قربان كردن فاضلتر آن بود كه كارد بدست خود گیرد و بجود و بخشش و مردانگی آن قربانی بجای آرد اگر آن علم داشته باشد و الاّ آنجا حاضر شود و دیگریرا بفرماید تا ذبح كند همچنین در قربان حقیقی كه نماز است كه الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِی باید كه بهزار شادی و نشاط تیغ مجاهده بر سر نفس بد فرمای زند و عذر میخواهد كه دستم بجان نرسد و الاّ تقصیر نكردمی پس توانگر در روز عید گوسفند قربان كند و مستحب ست كه گوشت قربانی خود بخورد و توانگران و درویشانرا بخورانند و ذخیره نكنند و الاّ از سه حصه یكی را بدهد و ازین كمتر نكند و پوست قربانی بصدقه دهد یا كارفرمائی سازد كه در خانه بكار آید چون نطع و غربال و مانند آن مسئله مسلمانی گوسفند خرید بنیت قربانی و آن گوسفند غائب شد بجای آن گوسفند دیگر خرید كه قربان كند گوسفند اول را باز یافت اگر آن مرد توانگرست از هر دو یكی را قربان كند و هر دو را قربان كردن حاجت نبود زیرا كه بشرع بر وی یک قربان بیش نیست و اگر درویش بود هر دو را قربان كند زیرا كه بر وی شرعاً قربان نبود او هر دو را بنیت خود بر خود واجب گردانید الهٰی همه را توفیق نیت نیكو در خیرات كرامت فرمای.