Untitled Document

[حقیقت نیت]- ۲

 سیم نوع آنكه یک غرض ضعیف بود و فراكار ندارد، و یكی قوی چنانكه تنها بكار دارد، لكن بسبب آن یكی كار آسانتر باشد، چنانكه كسی بشب نماز كند تنها، ولكن چون قومی حاضر آیند بر وی آسان تر بود و بنشاط تر باشد، اما برای نظر ایشان نماز نكند اگر اومید ثواب نیستی، و مثل این چنان بود كه مرد قوی سنگی برتواند گرفت، لكن ضعیفی با وی نیز یاری دهد تا آسان تر شود، و این هر یكی حكمی دیگر دارد چنانكه در اخلاص گفته آید، و مقصود آنست كه بدانی كه معنی نیت غرض باعث و محرک باشد. و این گاه خالص بود و گاه آمیخته.

منكرات شاه راهها

آنست كه ستون در شاه راه بنهند و دكان كنند چنانكه راه تنگ شود، و درخت كارند و قابول [پیش آمدگی ساختمان از قبیل ناودوان و تیر و جز آن] بیرون آرند، چنانكه اگر كسی بر ستور بود در آنجا كوبد؛ و خروارهاء بار بنهند، و ستور ببندند و راه تنگ گردانند، و این نشاید الا بقدر حاجت، چندانكه فرو گیرند و با خانه نقل كنند. و بار بر ستور نهادن، زیادت از آنكه طاقت دارد نشاید، و كشتن گوسپند قصابی را بر راه- چنانكه مردمانرا خطر بود- نشاید، بلكه باید كه در دكانی جای آن بسازد، و همچنین پوست خربزه بر راه افكندن یا آب زدن چنانكه در وی خطر باشد كه پای مردم بلغزد، و همچنین هر كه برف بر راه افكند یا آبی كه از بام او آید راه را بگیرد، بر وی واجب بود كه راه پاک كند. اما آنچه عام بود بر همه بود، و والی را رسد كه مردمانرا بر آن دارد و حمل كنند؛ و هر كه سگی دارد بر در سرای كه مردم را از آن بیم باشد، نشاید، و اگر جز آن رنج نباشد كه راه پلید كند، از آن منع نتوان كرد، چه احتراز ممكن بود، و اگر براه بخسبد چنانكه راه تنگ كند، این نشاید بلكه خداوند او اگر بر راه بنشیند و بخسبد هم نشاید!