Untitled Document

در اثبات عذاب قبر و كیفیت آن - ۳

پس حق تعالی اگر گناه از ایشان عفو كند و ایشان را ببهشت فرستد فضل كرده باشد و اگر بدوزخ فرستد و عذاب كند عدل كرده باشد پس ثابت شد كه عذاب گور روح راست و عذاب قیامت روح و تن هر دو را در زادالمقوین این حكایت را میارد كه پیری مدت هفتاد سال كار وی این بود كه گور كندی روزی بزرگی از وی سوال كرد كه درین مدت این كار میكنی چه عجب دیدی گفت روزی گور میكندم گور دیگر پیدا شد میتی در وی همه اعضای وی خاک شده بود الا آنكه یک پای وی مانده بود نظر كردم در یک طرف لحد كژدمی دیدم بغایت كلان بیامد و نیش بران پای زد آن پای طپیدن گرفت و كژدم بجای خود باز رفت چون از طپیدن باز ایستاد باز آن كژدم بیامد و نیش بر وی زد همچنین هر گاه كه آرام گرفتی آن كژدم بیامدی و نیش بر وی زدی حكایت از استاد خواجه رحمه الله شنیده ام كه میفرمود كه روزی به طبس مینا رسیدم و درانجا مردم میمردند آنچنانكه عادت عوام ست گفتند معلوم باید كرد كه اول كه مرده است سر گور وی بباید كشاد كه شاید كفن در دهن كشیده باشد تفحص كردند اول زن حمامی مره بود سر گور وی بكشادند آن بیچاره از سر تا قدم سوخته بود و خاكستر شده چنانكه مردم از قریها میامدند و میدیدند و عبرت میگرفتند تا بدانی كه عذاب گور حق ست پس ای برادر این همه خطر در پیش داری بتدارک كار خود مشغول شود و از حال گذشتگان عبرت گیر اگر قیامت و دوزخ را بچشم سر هنوز ندیده باری مرگ عزیزان و دوستان بسیار دیده و از مردن چاره نیست بجلال ذوالجلال كه زود خواهد بود كه مرگ واقعه من و تو خواهد شد بجاه و منصب عاریتی و بنعمت و ثروت ناپایدار غره مشو كه ناگاه مرگ از كمین در جهد مبادا كه غافل و بیحاصل بر وی