Untitled Document

قطعه: در اثبات عذاب قبر و كیفیت آن - ۴

قطعه:

گرفتمت كه گرفتی جهان بزیر نگین * جم و قبا كجا رفت كیو و خسرو كو *

كجا شدند گروه ثمود كز قرآن * خدای گفت بتعظیم و صفشان جابو *

كجا شدند خلایق زدوده عباس * رشید و هادی و مامون و واثق و مرجو *

كجا شدند تبار و نژاد و دوده تو * برادر و پدر و مادر و عم و خالو *

به پنجه ملک الموت چون در افتادند * نه زور دست بماند و نه قوت بازو *

اجل بجان تو آندم كه تاختن آید * زخانمان چو غریبان بگور آری رو *

زبهر تعزیتت را برآوردند سه روز * یكی نفیر و دگر آوخ و دگر هوهو *

ترا ازان چه كه بانوی تو كند فریاد * ترا ازان چه كه فرزند تو ببرد مو *

برند سیم و زرت دختر و پسر حالی * یكی بخانه زن دیگری بخانه شو *

سرای گور بیک هفته را كه بكشائی * زو هم خویش ندانی زخواجه تا هندو *

گناه ما بكرم عفو كن خداوندا * بحق أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ هُو *

اما آفات نكاح سه است - ۱

آفت اول- آنكه: باشد كه از طلب حلال عاجز بود- خاصه در چنین روزگار- و باشد كه بسبب عیال در شبهت افتد یا در حرام، و آن سبب هلاک دین وی بود و آن عیال وی، و هیچ فضیلت این را جبر نكند، كه در خبرست كه: «بنده را به نزدیک ترازو بدارند- و ویرا اعمال نیكو بود، هر یكی چند كوهی پس وی را بپرسند كه: عیال را از كجا نفقه كردی؟ و ویرا بدین بگیرند، تا همه حسنات وی بشود بدین سبب، آنگاه منادی كنند كه: این آن مردست كه عیال وی جملهٔ حسنات وی بخورد و وی گرفتار شد»؛ و در اثرست كه: «اول كسی كه در بنده آویزد بقیامت، عیال وی باشد، گوید: بار خدایا انصاف ما از وی بستان كه ما را طعام حرام داده است و ما ندانستیم، و ما را آنچه آموختنی بود نیاموخت تا در جهل بماندیم». پس هر كرا مالی میراثی نباشد، یا كسبی حلال نباشد، ویرا نشاید نكاح كردن، الا بدانكه یقین داند كه اگر نكند در زنا افتد؛