مكتوب سی و سیوم ۳۳ - ۲
هر چند تائید شریعت و تقویت ملت بر ایشان مُتَرتِّب است اما گاه است كه این تائید و تقویت از اهل فجور و ارباب فتور هم می آید چنانكه سید انبیاء عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ وَعَلٰیٰ الِه الصَّلَوَاتُ والتَّسْلِیْمَاتُ از تائید آن مرد فاجر خبر داده اند و فرموده إِنَّ اللَّهَ لِيُؤَيِّدُ هٰذا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ در رنگ سنگ پارس اند كه از مس و آهن هر چه باو رسد زر گردد و اوفی حد ذاته بر حجریه خود است و همچنین آتشی كه در سنگ و نی مودع است عالم را ازان آتش حصول منافع است اما آن سنگ و نَیْ ازان آتش درونی بی نصیب اند بلكه گوئیم كه این علم در حق ذوات ایشان مضر آمد كه حجت را بر ایشان تمام ساخت اِنّ اَشَدَّ النَّاسِ عَذَاباً یَوْمَ الْقِیٰمَهِ عَالِمٌ لَمْ یَنْفَعْهُ اللهُ بِعِلْمِه چگونه مضر نباشد علمیكه نزد خدای عز وجل عزیز است و اشرف موجودات آنرا وسیله دنیای دنیه از مال و جاه و ریاست ساخته اند و حال آنكه دنیا نزد حق تعالی ذلیل و خوار است و بدترین مخلوقات پس عزیز خدا را عز وجل خوار ساختن و ذلیل او را سبحانه عزت دادن بغایت مستقبح است و فی الحقیقت معارضه است بحق سبحانه و تعالی و تدریس و افتا [فتوی دادن] نافع آید كه خالصاً لوجه الله سبحانه باشد و از شائبه حب جاه و ریاست و حصول مال و رفعت خالی باشد و علامت این خلو زهد در دنیا است و بی رغبت بودن است از دنیا و ما فیها علمائیكه باین بلا مبتلا اند و به محبت این دنیه گرفتار از علماء دنیا اند ایشانند علماء سوء و شرار [بدترین] مردم و لُصوص [دزدان] دین و حال آنكه ایشان خود را مقتدای دین میدانند و بهترینِ خلایق می انگارند وَیَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ عَلٰی شَیْءٍ اَلَا اِنَّهُمُ هُمُ الْكَاذِبُونَ * اِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَاَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللهِ اُولٰئِكَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ اَلا اِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُوْنَ