پیدا كردن كراهیت دوستی مال - ۳
و فرزندان من از دو بیرون نه اند: یا شایسته و مطیع باشند یا ناشایسته، آنكه شایسته و مطیع حق سبحانه وتعالی باشد ویرا خود حق سبحانه وتعالی بسنده است، و اگر ناشایسته است بهر صفت كه افتد باک ندارم. و محمد بن كعب القرضی- رحمة الله علیه- مال بسیار داشت، گفتند: برای كودكان بگذار، گفت: نه، كه این مال برای خویش بگذارم نزد حق سبحانه تعالی، و خدایرا سبحانه وتعالی بگذارم برای فرزندان تا ایشانرا خود نیكو دارد. و یحیی بن معاذ گوید دو مصیبت است مال دار را بوقت مرگ كه هیچكس را آن نیست: یكی آنكه مال همه از وی فراستانند، دیگر آنكه ویرا بهمه بگیرند، وَنَعُوذُ بِاللهِ من ذلك
[شناختن اسباب در دفع ضرر]- ۱
بدانكه هر سبب كه قطعی یا غالبست از راه آن برخاستن شرط نیست در توكل، بلكه اگر متوكل در خانه ببندد و قفل بر نهد تا دزد كالا نبرد توكل باطل نشود، و اگر سلاح برگیرد و از خصم حذر كند هم چنین، و اگر جبه برگیرد تا در راه سرما نیابد همچنین؛ و اگر سیر خورد مثلا تا حرارت باطن در راه اثر سرما كمتر كند این چنین اسباب دقیق مناقض توكل بود همچون داغ و افسون، اما آنچه از اسباب ظاهرست دست بداشتن آن شرط نیست. اعرابی در پیش رسول- صلوات الله علیه- آمد، گفت اشتر چه كردی؟ گفت بگذاشتم و توكل كردم، گفت ببند و توكل كن. اما اگر رنجی رسد از آدمی، احتمال كردن و دفع ناكردن از توكلست چنانكه خدای تعالی گفت «وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» و گفت: «وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلْ الْمُتَوَكِّلُونَ»؛ اما اگر رنج از مار و گژدم و سباع بود صبر نشاید، دفع باید كرد: پس هر كه سلاح برگرفت در حذر كردن از عدو، متوكل بدان بود كه اعتماد بر قوت و سلاح نكند و چون بر در قفل نهاد اعتماد بر قفل نكند،