اندر بیان كردن سنت و جماعت و شناخت آن - ۴
گفتند یا رسول الله مرد كی بداند كه او بر سنت و جماعت است گفت چون تن خویش ده خصلت بیابد او سنّی و جمعی است اوّل آنكه دست از جماعت ندارد دوم آنكه اصحاب مرا بد نگوید سوم آنكه بر أهل قبله بشمشیر بیرون نیاید چهارم آنكه قضا و قدر را بدروغ ندارد پنجم آنكه در دین خدای ستهیدگی نكند و ششم آنكه اندر ایمان خویش شک نباشد هفتم آنكه هر كه از أهل قبله كه بمیرد بر وی نماز كردن روا دارد هشتم آنكه هیچ كس را از أهل توحید بگناه كافر نخواند اگر چه گناه كبیره باشد نهم آنكه مسح بر موزه كشیدن دست باز ندارد در سفر و حضر دهم آنكه نماز از پی همه مسلمانان روا دارد اگر نیک باشد و اگر هر كه یكی ازین خصلتها كه یاد كردیم دست باز دارد دست از سنت و جماعت باز داشته باشد این ده خصلت كه بنیاد سنت و جماعت است اینست بقول راویان معتمد از قول رسول صلی الله علیه وسلم قولاً وفعلاً.
طهارت از فضلات تن
و آن دو نوع است: نوع اول – شوخهاست: چون شوخ كه در میان موی سر و محاسن باشد، و این بشانه و آب و گل و گرمابه ازالت [از بین بردن – زدودن] توان كرد. و هرگز در سفر و حضر شانه از رسول – علیه السلام – جدا نبودی. و پاک داشتن خود را از آن شوخها سنت است. و دیگر آنكه در گوشهٴ چشم گرد آید، در وقت وضو بانگشت پاک باید – كردن و دیگر آنكه در گوش است، چون از گرمابه بر آیی آنرا تعهد – كردن و دیگر آنچه در بینی باشد و بر دندان باشد – از زردی – و این بمسواک و مضمضه [آب در دهان گردانیدن] و استنشاق [آب در بینی كردن] بشود. و دیگر آنچه بر بند انگشتان گرد آید و بر پشت پای و پاشنه، و آنچه در سر ناخن بود، و آنچه بر همه تن باشد، ازالت این همه سنت است. و بدانكه بر جایی كه شوح باشد طهارت باطل نشود و آن آب را از پوست مانع نباشد مگر كه بسیار شود در زیر ناخن بر خلاف عادت، آنگاه باشد كه مانع بود. و پاكی این شوخها باب گرم و گرمابه سنت است.