نصایح و مناجات پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه » - ۳
بهترین زندگانی نیكنامی را شناس، مردمانرا بچرب زبانی مفریب، با صاحبان دولت مكاوحت مكن، بعیب خود بینا باش تا بجایی رسی، با دشمن مشورت مكن چون كردی هر چه او گوید مشنو، خود را از معتمدان كردان تا بر تو اعتماد كنند، بزیارت مرده و زنده برو، راحت از رنج طلب، دستی می جنبان تا كاهل نشوی، روزی از خدا دان تا كافر نشوی، پای از كلیم خود دراز مكن، بظاهر فریفته مشو، الهی همه از فردا ترسند من از دی، ای دیر خشم و زود آشتی در این نومیدم بگذاشتی با ما تا بكی كرک آشتی. الٰهی بنده را از سه آفت نگاهدار از وسواس شیطانی و هوای نفسانی و غرور نادانی، الهی تو برحمت خویش و من بحاجت خویشم تو توانگری و من درویشم
الهی ببهشت و حور چه نازم مرا دیدهٔ ده كه از هر نظری بهشتی سازم. باش تا راه مصاف وا شود سواره از پیاده جدا شود، هر كه نور اخلاص یافت از ریا خلاص یافت، طاعتی با ریا آراسته چون خانه ایست عاریتی خواسته. «رباعی»
(خواهی كه در این زمانه فردی كردی)
(و اندر ره دین صاحب دردی كردی)
(روزان و شبان بگرد مردان میگرد)
(مردی كردی چو كرد مردی كردی)
هر دل كه در او تخم محبت پاشیدند عالم خط ملامت بر آن دل كشیدند، با دشمن ظاهر جنگ كردن آسان است كار با دشمن باطن است كه قصد او بایمانست.