اعتقادنامه - ۱۰
اما تعدّد شخصی و تجزی دارد چنانكه همه را قرآن میگویند بعضی را ازان هم میگویند و اهل حق بعد از اتفاق بر قدم و غیر مخلوقیت كلام اوّل و جواز حدوث تعلقش در كلام ثانی كه كلام لفظیست مختلفند بعضی نص بر قدمش نهاده اند و برخی به بداهت حكم بحدوث مخلوقیتش كرده اند گروهی میگویند كه بتقدیر حدوثش او را هم حادث نباید گفت مبادا خاطر بسوی حدوث كلام نفسی كشد چه ذهن بشر از مدلول بدال سخت سریع الانتقال است وهذا هو الاسلم الاقوم پس هر كه از اهل حق از حدوث گوید مرادش نظم مولف است و بس و همه متفق اند كه كلام نفسی و لفظی هر دو كلام خدایند اگر چه بعضی براه تجوّز رفته اند لیكن در معنی اضافه تفاوت كرده اند پیش اكثر اضافه كلام نفسی بخدای جلّ شانه اضافه صفت است بموصوف و اضافه كلام لفظی باو تعالی اضافه مخلوقست بخالق سوآل از تقریر سابق مفهوم شد كلام ازلی خدای شنیدنی نیست پس معنی سمعت كلام الله اینست كه شنیدم نظم مولف را یا اینكه از اصوات مسموعه فهمیدم كلام ازلی را و در هر دو صوت همه انبیا بلكه همه خلق را سماع كلام الله میسر است پس اختصاص حضرت موسی به تكلیم چه وجه دارد جواب حضرت موسی علی نبینا وعلیه الصلاة والسلام كلام ازلی را بطریق خرق عادت بدون حرف و صوت شنیده است چنانكه حضرت باری را در آخرت می بینند بدون كم و كیف و این میسّر نیست مردم را یا بصوت شنیده است بتمامی اجزا و از جمیع جهات یا از جهتی امّا نه بصدای كه در وجودش دخل ماسوی باشد و توسّط امری بود و در بر سه صورت وجه امتیاز ظاهر شد و سماع سرور عالم در شب معراج و جبرائیل امین در وقت تلقی وحی نیز چنین است وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ