Untitled Document

در بیان احوال بدایت و نهایت آن حضرت (خواجه باقی بالله) - ۵

میفرموده اند ندانم از من كدام جریمه بوجود آمد كه حق سبحانه و تعالی مرا ازین خدمت محروم گردانید زیرا كه كاری كه ازین فقیره می آمد این بود كه برای حضرت ایشان و خادمان ایشان طعامی می پخت آن را هم از من باز گرفتند و از غایت انكسار و رعایت ادب باظهار این معنی هم نیامدند تا آنكه این اضطراب ایشان بحضرت خواجه قدس سره رسید ایشان آن امر را همچنانكه بود بان ولیهٔ زمان باز گذاشتند رحمهما الله تعالی بالجمله حضرت خواجهٔ ما در جست و جوی سالكان و مجذوبان سعیها بظهور رسانیدند و بسا پاكدلان را در بلاد یافته بهرها گرفتند در سیاحت به صحبت یكی از عظماء مشائخ سلسله رسیده خواسته اند كه اخذ طریقت وی نمایند و بتفضل سلوک فرمایند استخاره نموده اند حضرت خواجه محمد پارسا قدس سره العزیز [خواجه محمد پارسا بخاری حنفی توفی سنة ۸۲۲ هـ. ق. [۱۴۱۹م.] فی المدینة المنورة] ظاهر شده فرموده اند حاصل سلوک بتفضل آنست كه تهذیب اخلاق حاصل گردد و چون این دولت میسر آمده بتفضل سلوک نمودن تحصیل حاصل ست و آنحضرت قدس سره خود از بدایت حال خویش چنین برنگاشته اند كه ابتدای توبه از معاصی در ملازمت خدمت خواجه عبید كرده شد لیكن خیال رجوع و عزم ترک در باطن بود التماس فاتحه در ظاهر ایشان از خلفای مولانا لطف الله بودند و مولانا لطف الله خلیفه مولانا خواجگی دهیدی علیه الرحمه چون توفیق استقامت نیافت بار دیگر توبه در ملازمت بندگان افتخار شیخ كه در سمرقند تشریف داشتند و از كبار خانواده حضرت خواجه احمد یسوی بودند كرده شد اگر چه جناب رضا نداشتند میفرمودند كه شما جوان اید لیكن چون عزیمت فقیر مصمم بود بضرورت فاتحه خواندند و فرمودند خدا استقامت بدهد