Untitled Document

در فضل كلمه شهادت و فضیلت ذكر حق جل و علا - ۴

موعظت آری هر كرا آن همای همایون از كوه سبقت در پرید و باز فضل در صحرای دل او بگردید و بمنقار هدایت غشیان نكرت از پیش دل او برداشت و بمخلب محبت دل او را صید كرد و بكارد بی نیازی سینهٔ او را شرح كرد كه أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ و بكمند مهرش جذب كرد و گوی سعادت بمیدان ابد افگند و هر كرا غشیان ضلالت از شب خذلان بیرون آید و هوا و فكرت و لشكر خود بر وی گماشت و بیداری او بتازیانه مركب آید شب شقاوت او را پایان نیست و درد غوائب او را هیچ درمان نیست در مرصاد العباد میارد كه هر كدورت و زنگار كه از تصرف شیطان و نفس اماره بدل رسیده باشد و در دل متمكن گشته یاد خداوند و كلمه طیبه لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ از دل آنرا محو كردن گیرد همچون صیقل زنگار آئینه را خواجه علیه السلام ازینجا فرمود لِكُلِّ شَيْءٍ صِقَالَةً وَصِقَالَةَ الْقُلُوبِ ذِكْرُ اللَّهِ و چون سالک بذكر مداومت نماید سلطان ذكر بر ولایت دل او مستولی شود و هر چه یاد و محبت حق ست جمله را از دل بیرون كند و سر را بمراقبت افگند بر دل بنشاند

* * فرد: سر بر در دل نه پرده داری نبشت * تا هر چه نه یاد اوست در نگذارد *

و نیز در مرصاد العباد میارد درین آیت قوله تعالی وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ یعنی بعد از نسیان ما سوای من مرا یاد كن تا بشركت نبود آرام دلهای دوستان حق بیاد اوست قوله تعالی أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

* * شعر: عاشقان را جز بیادت عیش خُرّم كی شود * عارفان را جز بنامت سینه بی غم كی شود *

عاشق دیدار كعبه تا نكو بد بادیه * بر جمال چونِ نگار كعبه محرم كی شود *

هر كه در كویٔ طریقت آید و پوشد گلیم * بی ریاضت همچو ابراهیم ادهم كی شود *

در رهت غم خوردن و شادی نمودن ملكیست * هر گدایٔ را چنین ملک مسلم كی شود *

كردگار اگر بیامرزی گناه عاصیان * از كمال رحمتِ تو ذرهٔ كم كی شود *