نصایح و مناجات پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه»-۶
صحبت با صالحان دار كه صحبت را اثر است مس در صحبت كیمیا افتاد زر گشت هستهٔ خرما بدست دهقان افتاد درخت پر بر گشت و آنگاه بدست هیزم كش افتاد خاكستر گشت، اما دیدهٔ پاک باید تا پاک بیند جوهرئ استاد باید كه دُر از سنگ ریزه چیند، دانی كه دیدهٔ سر را كه نگاه دارد آنكه دیده را در سر نگاه دارد، و جز بر دوست نگمارد، اگر تو خود را بشناختی از شادی و نشاط بگداختی اگر صحبت خود را در یافتی با هر دو عالم نپرداختی
الهی هر كه پنداشت كه ترا بخویش شناخت نه ترا و نه خویشرا شناخت، بدان كه تن خدمت را بدل رساند و دل معرفت را بجان پس از شناخت و خدمت میاسای یكزمان،
الهی نظر خود بر ما مدام كن و این شادئ خود بر ما تمام كن ما را برداشتهٔ خود نام كن بوقت رفتن بر جان ما سلام كن، صدیقان از گناه پشیمانند و از طاعت خجل عذر بر زبان دارند و تشویر در دل، كیتی فانی و تباه و مولی دوست و همراه، بندهٔ آنی كه در بند آنی، مهر از كیسه بردار و بر زبان نه مهر از درم بر دار و بر ایمان نه،
الهی برین بساط پیاده مانده ایم رخ بهر كه می آریم اسب بر ما میدواند از آنكه فرزین طاعت ما كج میرود دران ساعت كه در شاه مات اجل مانده باشیم و دو اسبه رخ بدار بقا نهاده و فرزین ارادت در بند حیرت از مركب علم و عمل پیاده مانده از پیل دیو صورت مان در امان دار، توانگران بزر و سیم نازند و درویشان قوت از (نحن قسمنا) سازند،
یافت رضای حق در سه چیز است اول شكستن هوا دوم ازپیش برداشتن سوا سیوم كم كردن نام و نوا.