Untitled Document

[آنكه لذت نظر از لذت معرفت بیشتر] - ۲

چنانكه از معشوق بوقت چاشتگاه لذت بیش یابی از آنكه بوقت صبح برآمدن،‌نه از آنكه صورت میگردد ولكن از آنكه روشن تر شود، همچنین آنچه در خیال نیاید و عقل آنرا دریابد دو درجه دارد، یكی را معرفت گویند، و رأی این درجه ای دیگرست كه آنرا رؤیت و مشاهده گویند، و نسبت آن با معرفت در كمال روشنی هم چون دیدارست با خیال، بلكه چشم حجابست از دیدار نه از خیال تا از پیش برنخیزد آن مشاهده ممكن نگردد، همچنین علاقه آدمی با این تن كه مركبست از آب و خاک و مشغولی وی بشهوات این عالم، حجابست از مشاهده نه از معرفت، و تا این حجاب برنخیزد مشاهده ممكن نگردد، و ازین گفت موسی را- علیه السلام-: «لَن تَرَانِي [هرگز مرا نخواهی دید]» پس چون مشاهده تمامترست و روشنتر، لابد لذت آن بیشتر، همچنان كه در دیدار و خیال. و بدانكه حقیقت آنست كه همین معرفت است كه در آن جهان بصفتی دیگر شود كه با اول هیچ نزدیكی ندارد، چنانكه نطفه كه مردمی شود و دانهٔ خرما كه درختی شود و بكمال رسد، و با این گردش بغایت روشن شود، و آنرا مشاهده و نظر و دیدار گویند: چه دیدار عبارتست از كمال ادراک، و این مشاهده كمال این ادراكست و برای آنستكه این مشاهده جهت [طرف- جا و مكان] اقتضا نكند چنانكه معرفت درین جهان جهت اقتضا نكرد. پس تخم دیدار معرفتست و هر كرا معرفت نیست از دیدار محجوبست حجابی ابدی، كه هر كه تخم ندارد زرع صورت نبندد، و هر كرا معرفت تمامتر مشاهده تمامتر، پس گمان مبر كه همه خلق در دیدار و لذت دیدار برابر باشند بلكه هر كسی را بر قدر معرفت وی بود، و «ان الله یتجلی للناس عامة ولابی بكر خاصة [خداوند تجلی میكند برای مردم بطور عموم و برای ابوبكر بشكل خاص]» این بود، نه آن كه وی تنها بیند و دیگران نبینند،