Untitled Document

[آنكه لذت نظر از لذت معرفت بیشتر] - ۳

 بلكه آنكه وی بیند دیگران خود نبیند، كه آن حاصل وی بود كه تخم آن معرفتی بود كه دیگران نداشتند، و آنكه گفت: «فضل ابوبكر نه بنماز و نه روزه بسیارست ولكن بدان سر كه در دل وی قرار گرفتست» آن سر نوعی از معرفتست و تخم آن دیدارست كه خاصگی ویرا خواهد بود. پس تفاوت دیدار خلق با آنكه دیدار خلق یكیست چون تفاوت صورتها بود كه در آیینهاء مختلف پدیدار آید از یک صورت: كه بعضی كه بود و بعضی مه، و بعضی روشنتر و بعضی تاریک تر، و بعضی كوژ و بعضی راست، تا بود كه در كژی بجایی رسد كه نیكو زشت نماید، چون صورت نیكو در پهنا و درازی شمشیر، كه باز آنكه خوش باشد نیز ناخوش و گریه بود، و هر كه آینهٔ دل خویش بدان عالم برد و تاریک بود یا كژ، آنچه راحت دیگران باشد هم آن بعینه سبب رنج وی گردد؛ پس گمان مبر كه آن لذت كه پیغامبران یا بند از دیدار دیگران بیابند، و آنچه عالمان یابند دیگران از عوام بیابند، و آنچه عالمان متقی و محب یابند عالمان دیگر بیابند و تفاوت میان عارفی كه دوستی حق تعالی بر وی غالب بود و میان عارفی كه دوستی بر وی چنان غالب نبود، در لذت بود نه در دیدار، كه هر دو یكی بینند، كه تخم دیدار معرفتست و تخم هر دو برابر است، ولكن مثل ایشان چون دو كس باشد كه دیدار چشم ایشان برابر بود، نیكویی را بینند ولكن یكی عاشق بود و دیگر نبود، لابد لذت عاشق بیش بود، و اگر یكی عاشق تر بود لذت وی بیشتر بود. پس معرفت در كمال سعادت كفایت نیست تا محبت با آن نبود و محبت بدان غالب شود كه محبت دنیا از دل وی پاک شود، و این جز بزهد و تقوی حاصل نیاید پس عارف زاهد را لذت كاملتر بود.