Untitled Document

در امر معروف و نهی منكر - ۲

 زیرا كه فائده حاصل نخواهد شد و فساد لازم خواهد آمد و چون آن كس كه مرتكب منكر شده سرباز زند و قبول نكند كافر گردد چون چنین باشد آنگاه واجب بود كه حق بچنان كس نرساند چنانكه اگر عسس و یا مجی و تمقاجی و یرغوجی و مثل این كسانرا اگر ازان كار باطل ایشان منع كنند غالب آنست كه ایشان قبول نخواهند كرد بلكه بایذای حق گوئی مشغول خواهند شد پس باید كه عرض خود نگاهدارد كه از حق رسانیدن بایشان فائده حاصل نمیشود بلكه فساد واقع میشود و ازین جاست كه علما نبشته اند كه اگر امر معروف و ناهی منكر داند كه از حق رسانیدن فائده حاصل خواهد شد و از وی قبول خواهند كرد یا دفع منكر خواهد شد واجب بود رسانیدن و اگر داند كه قبول نخواهند كرد واجب بود نارسانیدن در واقعات حسامی و در فتاوای ظهیری میآرد كه رجل رای علی ثوب انسان نجاسة اكثر من قدر الدرهم ان وقع فی قلبه انه لو اخبره لم یلتفت الی كلامه كان فی سعة من ان لا یخبره لان الاخبار لایفید قال مشائخنا قاسوا الامر بالمعروف علی هذا ان كان یعلم انهم یسمعون یجب علیه والا لا یعنی مردی بر جامهٔ آدمی نجاست دید زیاده از قدر درهم داند كه اگر خبر كند التفات بسخن وی نخواهد كرد اخبار نكند او را میشاید زیرا كه اخبار فائده نمیدهد و گفته كه مشایخ ما قیاس گرفته اند امر معروف را برین كه اگر داند كه از وی خواهند شنید واجب بود بر وی والا فلا و امر معروف و نهی منكر را سه مرتبه است از حكام بدست و از علما بزبان و از عوام بدل در مشارق الانوار میارد از صحیح مسلم كه رسول علیه السلام فرمود چون یكی از شما منكری بیند پس گو تغیر كن او را بدست خود و اگر نتواند بزبان منع كند و اگر ازان نیز عاجز آید پس بدل انكار كند و آن ضعیف ترین ایمان ست